X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

(این یادداشت در روز 31 تیرماه، سالروز تولد مجید سرنی زاده نوشته شده که به دلیل اشکال فنی در وبلاگ انتشارش میسر نبود...)

تولد یه آدم نازنین دیگه ست، چقد من این آخر تیرماهی ها رو دوست دارم!
مجید سرنی زاده
من از سال 80 مجید سرنی زاده رو می شناسم. اولین بار سر تمرینات نمایش "برده" بود. من تازه به جمع تئاترها اضافه شده بودم. اگه اشتباه نکنم مجید تازه امتحانات کنکور رو پشت سر گذاشته بود، شهریور 80 نمازخونه مدرسه فرهنگیان اولین دیدار دو مجید! لباس رسمی و اتو کشیده پوشیده بود و با اولین برخورد می تونستم ببینم که چقدر جنتلمنه و می تونستم حس کنم که چقدر ازم سر تره!
آخرای همین ماه مجبور شدم برم سربازی و نقشی که من بازی می کردم رو یه دوست دیگه بازی کرد.
بعد از اتمام آموزشی اومدم بندرعباس و برگشتم به گروه تئاتر. نمایش "نذر" ما رو هم بازی کرد. از اون روزها 13 سال می گذره و هر روز بیشتر از قبل به توانایی های این آدم پی می برم....
مجید یه آدم معمولی مثل من نیست، اون یه نابغه تمام عیاره و خوشبختانه استاد من ام هست و خیلی چیزا رو بهم یاد داده...
جدا از بحث فنی تئاتر و این حرفا. اون به معنایی واقعی کلمه انسانه!
کسایی که از نزدیک اونو می شناسن متوجه حرفم هستند، شاید بشه باهاش بد شد و بهش حسودی کرد...شاید بشه ناراحتش کرد و بهش بد بیراه گفت، اما نمیشه به توانایی های این آدم شک کرد و در مورد اخلاق و منش انسانیش بد گفت.
تولدت مبارک مجید...
من همیشه و همه جا از تو یاد گرفته ام و خواهم گرفت...
تو تنها بال هایت را بگشا!