X
تبلیغات
رایتل



یک:‌ کتابخانه ی بندرعباس (شهداء) به سرعت در حال بازسازی است. به نظر می آید کتابخانه هم در لیست پروژهای عمرانی دهه فجر قرار دارد که قرار است با قامت جدیدش، بار دیگر افتتاح شود...
دو:‌ جاسم جادری، استاندار هرمزگان در مراسم روز خبرنگار (17 مرداد) امسال گفت که این سازه (کتابخانه بندرعباس) به فرهنگسرای رسانه تبدیل خواهد شد...
سه: به نظر می آید که هزینه ی بازسازی کتابخانه را خود نهاد کتابخانه های کشور پرداخت کرده، از این رو  بعید است که این ساختمان مهم فرهنگی به فرهنگسرای رسانه تبدیل شود...
چهار :‌ مرداد سال 92 بار دیگر شهرداری بندرعباس عزم خود را جزم کرده بود که این ساختمان فرهنگی 37 ساله را به بهانه توسعه عمرانی شهر از بین ببرد. با پیگیری و اعتراض جمعی از هنرمندان و تغییر رویکرد برخی مدیران، ساختمان کتابخانه بندرعباس همچنان پا بر جاست...
پنج: در روایت ها آمده که فرح پهلوی در یک روز پائیزی سال 56  به بندرعباس آمده و این کتابخانه را  افتتاح کرده است...

          در همین باره: 




علیرضا درویش نژاد مدیر کل فرهنگ و ارشاد هرمزگان با صدور احکام جداگانه ای، اعضای شورای بازبینی تئاتر هرمزگان را معرفی کرد. 


مهدی عطایی دریایی/ کارشناس ارشد هنرهای نمایشی (1338 - بندرعباس)

نویسنده، کارگردان و مدرس دانشگاه علمی کاربردی فرهنگ و هنر بندرعباس

مجید سرنی زاده /کارشناس ارشد فلسفه علم (1362 - بندرعباس)

نویسنده، پژوهشگر، بازیگر، کارگردان و مدرس دانشگاه هرمزگان و دانشگاه علمی کاربردی فرهنگ و هنر بندرعباس

سعید موحدی/ کارشناس تاریخ (1339 -رودان)

نویسنده و کارگردان

علیرضا داوری/ کارشناس هنرهای نمایشی (1360 - رودان)

نویسنده، پژوهشگر، کارگردان و مدرس دانشگاه علمی کاربردی فرهنگ و هنر بندرعباس

حسن سبحانی / دانشجوی مقطع کاردانی بازیگری در دانشگاه علمی کاربردی فرهنگ و هنر بندرعباس (1352 - میناب)

کارگردان

عبدالمحمد سالاری / کارشناس هنرهای نمایشی (1364 - بندرلنگه)

کارگردان

حجت الاسلام احمد پهلوانی/ کارشناس مقطع دو حوزه (1361 - بندرعباس)

کارشناس مذهبی 


اعضای جدید شورای بازبینی تئاتر استان  هرمزگان هستند. 



 


روزنامه شرق در شماره امروزش مصاحبه جذابی با بهروز غریب پور،‌ کارگردان سرشناس تئاتر ایران انجام داده که خواندنش خالی از لطف نیست. هر چند به نظر می آید استراتژی رسانه ای برای گرفتن پول از دولت باشد، اما حرف های او نزدیک به درد دل های  اهالی تئاتر ایران است. 


به چه دلایلی شما از شرکت اپرای عروسکی سعدی در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر انصراف داده‌ید؟

اگر نظری به آثار قبلی‌ام بیندازید، می‌بینید که آنها را نیز در شرایط بحرانی و نداشتن بودجه کار کرده‌ام. همواره فریاده زده‌ام؛ این هنر ملی ماست و طبیعی است که باید به آن توجه کرد. گروه ما ٣٠عضو پیوسته دارد و همیشه هم دارد استاد کار تحویل جامعه هنری می‌دهد. لیلی و مجنون را با سرمایه شخصی و همت گروه تولید کردیم. اکنون نیز با وجود تلاش‌های مرادخانی و جمالی (رییس بنیاد رودکی) آنها در عمل نتوانسته‌اند در مسایل مالی پاسخگوی به موقع اقساط باشند و تصورم این است که خارج از اراده ایشان، کل وزارت ارشاد در شرایط بحرانی به‌سر می‌برد. اما اکنون برای من و گروهم هم سخت شده که بتوانیم بدون بودجه از پس هزینه‌های این کار برآییم. نمی‌خواهم فشار لیلی و مجنون را ادامه بدهم. این قضیه یا از بی‌توجهی یا از بی‌اهمیتی کار ناشی شده است. نمی‌خواهم در نبود بودجه خودم را آلوده جشنواره کنم که پس از پایان جشنواره باید ماه‌ها و سال‌ها به‌دنبالش بروی که قرض‌داری و هزینه کرده‌ای و باید بدهی‌هایت را پرداخت کنی، که این طوری بودجه در اختیارت بگذارند. من برای اپرای سعدی ٦٠میلیون‌تومان وام گرفته‌ام که بتوانم کار را به جشنواره برسانم.
  چرا بی‌‌اهمیتی؟
مگر ما چندتا آدم شاخص مثل سعدی، حافظ، مولانا، فردوسی، خیام و عطار و دیگر شاعرانی که می‌توانند برای فرهنگ ایرانی بسیار اهمیت داشته باشند، داریم؟ هنگامی که این بزرگان به نسل جوان شناسانده نشوند، این خود دلیلی آشکار برای بی‌اهمیتی آنان است. من به حسن‌نیت مرادخانی و جمالی برای تامین بودجه باور دارم که کارم متوقف نشود اما می‌دانم که آنها نیز دست‌تنگ هستند. ما روزانه ١٠،١٢ساعت داریم تمرین می‌کنیم که به نتیجه برسیم. در این اپرا حداقل صد عروسک داریم و مجسمه‌های مختلف و انواع موسیقی شرقی از ایران، هند، چین و... ، اگر بشود بودجه را تامین کرد، آنگاه ما نیز می‌توانیم در جشنواره موسیقی کار را ارایه کنیم.
  ریشه بی‌‌توجهی به بودجه برمی‌گردد؟
این بی‌توجهی ریشه در مساله تولید دارد، در مساله نگاه به تولید آثار هنری وجود دارد. تصور می‌کنم ما در هر جام‌جهانی صاحب عنوان و مدالی بشویم، این باعث افتخار است اما آنچه باقی می‌ماند همان تاثیر مثبت بر جامعه است که درواقع بیان هویت ملی ماست. به همین دلیل تعجب می‌کنم چرا بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید بسیار کم باشد در حالی‌که همه می‌دانیم کشور ما مورد هجمه فرهنگی است و برای جبران و مقابله آن نیاز به بودجه مکفی و کلان است. باید بودجه حضور فرهنگ را بالاتر ببرند اما برعکس آن بودجه تقلیل می‌یابد. من هیچ‌گاه گله‌ای از مدیران میانی نداشته‌ام، بلکه بارها به نگاه کلان گلایه‌مندی‌ام را گفته‌ام که فرهنگ هزینه بر دوش ملت و دولت می‌گذارد و اگر راه‌حلی پیدا نکنند دیگر حق هم ندارند که بگویند موسیقی‌مان نازل شد یا تئاترمان سطح کیفی‌اش پایین آمده و... . دوست دارم مقام ارشدی بگوید که سعدی در اولویت‌های فرهنگی ما نیست که من هم اعتراض کنم و برایش با دلایل بسیار اثبات کنم که سعدی و امثالهم اولویت اصلی ماست. انگار دیگر تئاتر نمی‌خواهند، موسیقی نمی‌خواهند و هنرمندان را به حال خودشان ول کرده‌اند.
   چرا باید ول کرده باشند؟
در دستگاه فرهنگ و هنر فعلا تابوت و قبر بسیار پیش‌بینی شده و دیگر تبحر پیدا کرده‌اند که جلوی خانه هنرمندان ایران، تالار وحدت یا هر جای دیگری نمازی برای میت اقامه کنند و بعد هم مراسم یادبودی برگزار کنند و با تاج گلی هنرمند را به خاک بسپارند. آنقدر ساده است این مراسم که دیگر نیازی نیست به زنده‌ها توجهی بشود. من مگر چقدر عمر دارم که بتوانم صبر کنم ١٥سال بعد اوضاع مساعد بشود و فرصت کار کردن پیدا کنم. من سال‌هاست که از حاشیه پرهیز کرده‌ام و سرم پایین و به کارم مشغول بوده‌ام و هدفم نیز پرداختن به هنر ملی، اصیل و مفاخر ملی-فرهنگی بوده است. اکنون یک نگاه مبهم و مشکوک باب شده که تئاتر و هنر باید خودکفا شود. اما این نگاه باعث می‌شود که در هر سالن معتبری شاهد نمایش‌های لاله‌زاری و کمدی سخیف باشیم در حالی‌که پیش از این فقط همان لاله‌زار بود محل چنین نمایش‌هایی و الان تئاترشهر، وحدت و هر سالن دیگری صحنه آثار کمدی و سخیف است. این اتفاق محل ابهام و ایراد است. چرا کسی دم برنمی‌آورد که دیگر ارکستر سمفونیک فعالیتی نمی‌کند. باید تکلیف تئاتر، اپرا و ارکستر سمفونیک روشن بشود و اگر نمی‌خواهند، بگویند. اگر امروز من نوعی بخواهم برای اجرای اپراهایم یک اسپانسر خارجی یا داخلی بگیرم، از کجا معلوم که فردا نگویند این اسپانسر جاسوس نبوده یا به فلان جا وابستگی نداشته است. من به‌جای اینکه به مفاخر ملی پرداخته و باید تشویق بشوم متاسفانه مورد کم‌لطفی و بی‌توجهی واقع می‌شوم.
  چگونه است که می‌خواهید به جشنواره موسیقی خود را برسانید؟
ما قرارداد مشخص داریم و اگر به‌موقع اقساطش پرداخت شود به آن جشنوار خواهیم رسید. این اتفاق نامطلوبی است که باید بنیاد رودکی خودکفا شود. در هیچ جای دنیا رسم نیست که نهادهای فرهنگی خودکفا باشند. این نگاه کاسب‌کارانه است و با این نگاه مراکز فرهنگی و تولیدات هنری را نمی‌توان سمت و سوی درستی داد. باید برای فرهنگ هزینه شود که این سرمایه‌گذاری معنوی برای هر جامعه‌ای نیاز است. این خودکفایی با تعریف درست تولید فرهنگی و هنری در تمام دنیا مغایرت دارد. هرگز اپرای وین با آنکه از سال‌ها قبل برنامه‌هایش مشخص و صندلی‌هایش رزرو می‌شود، به سمت خودکفایی اقتصادی گامی برنداشته است. تئاتر برادوی که مظهر تئاتر سرمایه‌داری است، بازهم خودکفا نیست. کنفوسیوس سه‌هزارسال پیش می‌گوید؛ اگر می‌خواهی تمدنی را عوض کنی، موسیقی‌اش را ازش بگیر. اگر نسل جوان نتواند غزلیات حافظ را بخواند و ناآشنا با سعدی و مولانا باشد دچار فاجعه فرهنگی شده‌ایم. آتاتورک به محمدعلی فروغی می‌گوید، خوشا به حالتان که شما شاعران بزرگ و فرهنگ تابناکی دارید. اگر غفلت کنیم ابوعلی سینا را قطر صاحب می‌شود و عراق مدعی سعدی که سال‌ها در نظامیه بغداد بوده، خواهد شد.
  چقدر دیگر علاوه‌بر آن ٦٠میلیون‌تومان باید هزینه کنید که کارتان به جشنواره موسیقی برسد؟
من تاکنون صدمیلیون‌تومان هزینه کرده‌ام و اگر مابقی بودجه نیز تامین بشود در جشنواره خواهیم بود؛ یعنی بودن ما در آن جشنواره نیز شرط و شروطی دارد که باید از جایی تامین بشود. الان آدم احساس می‌کند که دارند تبعیض قایل می‌شوند و شاید حس‌ می‌کنند که غریب‌پور وبال گردنشان شده است و دوست دارند که بروم مثل بقیه کاسب‌کارانه نمایش تولید کنم و سودش را هم ببرم.

پارک لاله بندرعباس با نام بوستان ناصر عبداللهی تغییر نام داده است. این  خبر می تواند شروح حرکتی پیوسته و مستمر باشد برای تغییر نام هایی بی هویت به جای نام هایی که هویت فرهنگی هرمزگان را  یادآوری می کنند. مثلن در بندرعباس محله ای با نام زعفرانیه داریم. محله زعفرانیه برای تهران دارای هویت فرهنگی است اما برای بندرعباس اصلن نام آشنایی نیست. انتخاب نام  مناسب برای خیابان ها، پارک ها، محله ها و ...می تواند ما را با نام های فراموش شده  که دارای غنای فرهنگی هستند آشنا کند. امیدوارم این حرکت شهرداری بندرعباس ادامه پیدا کند و  شهرداری های شهرهای دیگر کشور هم، همین روند را در پیش بگیرند. 

آثار خیام مویدی و یونس دهقانی از گرافیست های مطرح هرمزگان، به نمایشگاه پوستر جشنواره بین‌المللی تئا‌تر فجر راه یافت. به گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر از روابط عمومی سی‌و‌سومین جشنواره بین‌المللی تئا‌تر فجر، هیئت داوران این بخش متشکل از قباد شیوا، علی خسروی و علیرضا غفاری، از میان ۲۱۲ اثر ارسال شده از ۶۸ گرافیست، ۵۳ اثر از ۳۶ گرافیست را برای حضور در بخش مسابقه و نمایشگاه پوستر این دوره از جشنواره انتخاب و معرفی کردند. 
۱- جواد آتشباری (چشم در برابر چشم، خون و گل سرخ) ۲- شکوه احمدی (گفت‌و‌گوی فراریان، منو تلخک ۲) ۳- ایمان ارضی (مسافران) ۴- امیر اسمی (دن کامیلو، مرگ فروشنده، شکلک) ۵- مهدی آشنا (همه چیز درباره اقای ف) ۶- محمد افشار (خروس، کافه‌های همین حوالی، لبخند بزن هاگ، خرمگس) ۷- علیرضا الهی (صندلی‌ها) ۸- فریده براتی (نانبشته) ۹- نصیر بشیری (مجلس سیاه بازی) ۱۰ –حبیب پروین قدس (اپرای استخوان‌ها) ۱۱- مازیار تهرانی (گزارش به آکادمی، الاویاتان)۱۲- ایلیا تهمتنی (فقط چهل روزه بودم، گمشده در یانکرز، جشن بی‌خودی، مرگ نویسنده) ۱۳- الیاس جهانیان (انتظار از گودو) ۱۴- بهراد جوانبخت (ردپای صورتی) ۱۵- عقیل حسینیان نسب (دوبز، کارگاه نمایش)  ۱۶- رسول حق جو (روز نو)  ۱۷- یونس دهقانی (رقص مردگان)  ۱۸- ساغر راد‌نژاد (گاو میش) ۱۹-مهدی رایگانی (مرگ تصادفی یک آنارشیست)  ۲۰- سعید رضوانی (بی‌چگونگی، ملاقات بانوی سالخورده) - (مشروط به تأیید مجوز اجرای نمایش) ۲۱- سعید شکرنیا (طرپ و طرپ) ۲۲- حمید شیرزاده (مم و زین، آوازهای سر شام)  ۲۳- جلال صابری (خروس زری پیرهن پری)  ۲۴- علی آقا حسین‌پور (کابوسهای شکسته خاک)   ۲۵- هومن علیزاده ثانی (روبرتو زوکو) ۲۶- مهدی فاتحی (قاتل بی‌مزد)  ۲۷- مازیار قنبری (آش سرخ پشت پا) ۲۸- کمال کچوئیان (طلسم صبحگل، ۱۳ روی ۱۳) 
۲۹- پرناز کریمی (پینوکیو)  ۳۰-کار گروهی: (سعید رضوانی، سمن لطفی، الهه محمد حسینی) نمایش رابطه علی (مشروط به تأیید مجوز اجرای نمایش)  ۳۱- آرمان کوچکی (مکانیکی جمال، دل سگ)  ۳۲- ‌سهیل مجتبوی (اشتراک ۵۳۲)  ۳۳- سعید مزینانی (من تمامی مردگان بودم)  ۳۴- خیام مویدی (اینجا کسی پنهان است) ۳۵- احسان نقابت (اندر حکایت ناکامی ببری خان، یوبیتسوم) ۳۶- میثم نامدار (در دوزخ نوشتم) 




عبدالرضا کاهانی جز آن دسته فیمسازان پیشروی ایران است که همیشه آثارش با حاشیه همراه است. این فیلمساز 41 ساله  برای تازه ترین اثرش "استراحت مطلق" حاضر شد 16 مورد اصلاحیه هیئت داوران جشنواره سی سوم فیلم فجر را بپذیرد تا فیلمی 76 دقیقه ای را ارائه کند. به گفته خودش بعد از دو سال سکوت، لب به سخن گشوده و از عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتقاد کرده است که در ادامه گوشه ای از صحبت هایش را می خوانید:‌



  • نزدیک به دوسال با هیچ رسانه‌ای گفت‌وگو نکردم و خواستم تا با چهره‌ای جدید وارد شوم و از حواشی دوری کنم. با آقای ایوبی دیداری داشتم و در آن جلسه به او گفتم که آقایان سجادپور و شمقدری من را زیاد اذیت کردند و همه در جریان هستند. اما فکر می‌کنم مدیران بهتری نسبت به شما بودند. همان‌طور که تفاوت آقای‌احمدی‌نژاد و روحانی تنها در یک لبخند و اخم است. موافقم که وزیر ارشاد استیضاح شود اما نه به دلایلی که مجلس از آنها صحبت می‌کند، به این دلیل که از فیلمسازان دفاع نمی‌کند.
  • اجبار من را به اینجا رساند که در این جمع صحبت کنم. اساسا من به چهره‌ای تبدیل شده‌ام که مدام در حال گله‌کردن و اعتراض است. دوسال صحبت نکردم و قصد داشتم که این تعبیر برطرف شود اما آنقدر بی‌احترامی و بداخلاقی دیدم که احساس کردم نمی‌توانم حرف نزنم. 
  • اساسا جشنواره فیلم فجر جایی است که برای امثال من انتخاب غلطی است. ما نمی‌توانیم در افتتاحیه جشنواره نمایش ویژه‌ای داشته باشیم و حتی در اختتامیه. وقتی از اعتدال و امید زیاد صحبت می‌کنیم، لابد اصلا اعتدال و امیدی نیست که مدام در مورد آن در حال حرف‌زدن هستیم.
  •  من هیچ‌چیز در این سینما ندارم به جز یک اعتبار که باعث می‌شود نشست خبری فیلم من از دبیر جشنواره شلوغ‌تر شود.
  • در این میان کاهانی به برخی از ممیزی‌های فیلمش نیز اشاره کرده؛ مثل برهنه‌بودن بالاتنه برخی از بازیگران در سکانسی که فوتبال تماشا می‌کنند یا حضور رضا عطاران به‌ همراه همسرش که ظاهرا از نگاه ممیزان باید به‌نوعی زن‌ و شوهر بودن آنها مشخص‌تر باشد تا برخورد آنها در فیلم با یکدیگر دلیل موجهی داشته باشد.

منبع: +

کمک های مردمی برای پرندگان مهاجری که در زمستان به تالاب سرخ‌رود می آیند. 

سرخ روز یکی از شهرهای استان مازندران ایران است. این شهر مرکز بخش سرخ‌رود شهرستان محمودآباد است. جمعیت بومی این شهر (بافت الف) حدود هفت هزار نفر میباشد. سرخ‌رود دارای ۳۹ روستاست. این شهر در ۶ کیلومتری غرب فریدون‌کنار و پانزده کیلومتری شرق محمودآباد در کنار دریای خزر و در انتهای مسیر رودخانه هراز به دریای خزر قرار دارد.

کشاورزی (برنج)، ماهیگیری، صید پرندگان وحشی و باغداری مهم‌ترین شغل‌های ساکنان این شهر می‌باشد.





گزارش کامل را اینجا ببینید






سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد بستک در  مراسم شب شعر نبوی که در شهر بستک برگزار شده، از عدم حضور فرماندار شهر در مراسم فرهنگی و هنری گلایه کرده است. او  در این باره گفته : تاکنون برنامه‌های متعددی از سوی این اداره در شهرستان اجرا شده که بعضاً هزاران نفر از مردم در آن شرکت می‌کردند، اما عدم حضور فرماندار شهرستان برای همه جای سؤال است.


عبدالرضا شبانی پیش از این رئیس اداره فرهنگ و ارشاد گاوبندی بود و در حال حاضر  سه سال است که مدیریت اداره فرهنگ و ارشاد بستک را عهده دار می باشد.


وی به تازگی سایت خبری تحلیلی غرب هرمزگان با عنوان بادگیر  راه اندازی کرده و  بیشتر اخبار  فرهنگی بستک را در این وب سایت منتشر می کند. 


گفتنی است:‌ حجت الاسلام  عبدالرضا شیبانی متولد 1356 لامرد، از کارکنان رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. 


لینک خبر در فارس

  • نمایش "غزل پری دریایی" به نویسندگی و کارگردانی علیرضا داوری از بندرعباس 
  •          بازیگران:‌ فریده گرمساری،‌ مجید جمشیدی،‌ کورش سلمانی، فریده سلمانی، عبدالرضا بلوچی نژاد، ساجده حاجی               زاده، سیما دهقانی
  •  

  •  نمایش«آقای قاضی صدایم را می‌شنوید» به نویسندگی مرتضی شاه‌کرم و به کارگردانی حسن سبحانی از  میناب  
  •         بازیگران: حسین اصیلی، حسن ذاکری، مهرداد ذاکری، علی اسدی، فرشاد اسلامی، اسماعیل مرادی، احمد رنجبرنیاء،         زهرا رودابه، سکینه باشنده، عبدالرضا سهرابی، علی پیله آرام، گلنساء زارعی و کلثوم تنومند 
  •  نمایش "مسافر راه شیری" نویسنده و کارگردان رضا جوشعار از بندرعباس 

  • بازیگران: ؟