سالهای اول وبلاگنویسی سعی میکردم برخی واژههایی هرمزگانی که امروزه کمتر کسی از آنها استفاده میکند رو معرفی کنم[لینک] بعد از آنکه کتاب "فرهنگ جامع هرمزگان" توسط منصور نعیمی به چاپ رسید و در آن کتاب به صورت گسترده واژههای را معرفی کرده بودند ضرورت این کار از دست رفت. هر چند برخی از کلمههایی که در این صفحه معرفی شده بودند در کتاب استاد نعیمی از قلم افتاده بود. به هر حال یک دوست پیشنهاد کرده اون لینک "لغت نامه بندری" را بروز کنم. سعی میکنم این کار را دوباره از سر بگیرم.
ده سرنشین یک لنج ایرانی که در دریای عمان و حوالی جاسک آتش گرفته بود توسط یک ناو امریکایی نجات یافتند. این لنج عصر دیروز در اثر آتش سوزی غرق شده بود که هر ۱۰ خدمه این لنج خودرو بر توسط ناوشکن USS ایالت متحده امریکا نجات یافتند. ۸ نفر از این خدمهها ایرانی و ۲ نفر آنها پاکستانی هستند. در این سالهای اخیر برای چندمین بار است که ناوهای امریکایی شناورهایی ایرانی را از حوادث غیر مترقبه نجات دادهاند.
خبر در یاهو: +

چقدر این روزها دلمان شاد است که ایرانیها مدال از المپیک لندن میگیرند. چقدر سربلندیم این روزها...تنها من نه ...همه ایرانیها سرخوشاند... حتا آنهایی که در خاک ایران هم نیستند. ملت ایران در این سالها زیاد تحقیر شدهاند و طعم این مدالها بیشتر از هر زمانی شیرین کاممان میکند. چند سالی هست که غیر از اخبار منفی چیزی از ایران روی خط خبرگزاری مهم دنیا نبود حالا فقط خبر از قهرمانی و افتخار ایران است. ورزشکاران عزیز شما در این روزهای سخت و سیاه نور امید بر دلمان تابیدید. سپاس از شما

امروز اولین بازی نماینده فوتبال هرمزگان در لیگ برتره. یک بازی مهم و البته سخت. بازی با استقلال در ورزشگاه آزادی تهران. برای اولین بار هرمزگان در لیگ برتر نماینده داره و مردم سالهاست منتظر این روزها بودند که با حساسیت بشینند پای گیرندههاشون و منتظر باشند ببینند تیم محبوب و همشهریشون چطوری بازی میکنه. برای من که هیچ وقت فوتبال ایران رو دنبال نکردم هم جالب شده و حالا میخوام بازیهای لیگ ایران را دنبال کنم و ببینم آلومینیوم در چه سطحی فوتبال بازی میکنه. فکر میکنم همه مردم هرمزگان امشب ساعت ۲۲ پای گیرندههاشون نشستن و فوتبال تماشا میکنند. امیدوارم بچهها خوب بازی کنند و نتیجه قابل قبولی بگیریم.

جسارت احمد کارگران در اجرای تازهاش دریچهای بود بر دیوار سنگیٍ هنر بندرعباس. بستری که اجرای کارگران برای مخاطبش تعریف کرده بود از دنیای جهان سومی ما پا فراتر نهاده و تمرین آرامی برای جسارت دموکراتی و پرسشگری آزاد فراهم میساخت. طرح این اجرا به این شکل بود که احمد کارگران با لباس تیره و چشمانی بسته روی صندلی نشسته بود و مخاطبان اجرا هر سئوالی را میتوانستند از او بپرسند. حتا سئوالهای خیلی شخصی! برخی از مخاطبان سئوالهایی را پرسیدند که برخی های دیگر را آزرد. برخیهای دیگر سئوالهای حاشیهای پرسیدند و برخیهای دیگر مجالی برای پرسش نیافتند. اما این تمرین آنقدر شیرین بود که سالن مملو از انرژیهای آزاد شده افراد مختلفی بود که در مقابل کارگران به دوئل ایستادند. من این اجرا را بدلیل موقعیت بینظیری که برای مخاطبش فراهم کرده بود دوست داشتم و در همین جا از احمد کارگران به خاطر اجرای پاکش سپاسگزارم.
عکس: مجید جمشیدی

فارس: براساس اخبار واصله مینیبوس مذکور حامل جمعی از نوجوانان 17 تا 20 ساله ساکن شهرک گاز بندرعباس بوده است که در قالب اردوی تفریحی عازم ارتفاعات هماگ بودند.فرمانده قرارگاه پلیس هرمزگان گفت: متاسفانه حادثه سقوط یک دستگاه مینیبوس به اعماق درهای در ارتفاعات هماگ بندرعباس 15 کشته و مجروح بر جای گذاشت.

امروز صبح بخشی از تالار آوینی بندرعباس در آتش سوخت. این حادثه در حالی رخ داد که امشب قرار بود کنسرت موج مهر برای حمایت از کودکان سرطانی در این تالار برگزار شود. این حادثه حدود ساعت هشت صبح امروز اتفاق افتاد. بیشترین آسیب این آتش سوزی به دفتر مدیریت مجموعه وارد شد. گفتی است تالار آوینی بندرعباس قبل از آماده شدنش تئاتر شهر نام داشت که بعد از آماده شدن به تالار شهر تبدیل شد.
چند سالی است که در روز تولد حضرت علی اکبر مراسمی تحت عنوان روز جوان در بندرعباس برگزار میشود. سالهای گذشته متولی این مراسم سازمان ملی جوانان بود و امسال سازمان ورزش و جوانان این مراسم را برگزار کرد. در این مراسم رسم است که از جوانهای برتر استان در زمینههای مختلف تقدیر شود. بسته به علاقه و کارم همیشه منتظرم ببینم در زمینه فرهنگ و هنر چه کسانی به عنوان جوان برتر معرفی میشوند. امسال مرتضا نیکنهاد در بخش فیلم سازی.خلیل درخورد در حوزه رسانه و ابراهیم علوی در بخش موسیقی به عنوان برترینها معرفی شدند. به همه دوستان خوبم تبریک میگویم و امیدوارم که همیشه و در همه جا سرافراز و پیروز باشند.


این روزها که میگذرد
هی من سی سالهتر میشوم
همه چیزها
سی سالگی مرا یادآوری میکند
آن تارهای سفیدی که در میان آن همه سیاهی سرم خودنمایی میکنند
زمانهایی که همهاش کم است و کوتاه
پاهای سنگین که توان برداشتن گامهای بلند را ندارند
شکمی که از تنم فاصلهای درشت گرفته
همه سی سالگی را در سرم تکرار میکند
این کسلِ پر دغدغه "سی سالگی"
سی سالگی پیر و نادان
...
سی سالگی تلخ و مریضی در من جریان دارد...