جغد بندری
جغد بندری

جغد بندری

شماره جدید "سرزمین من" ویژه هرمزگان


شماره جدید سرزمین من(ضمیمه گردشگری همشهری) به صورت ویژه به هرمزگان پرداخته است. از لافت تا میناب و سلخ و هنگام و کیش. هرمزگان پتانسیل های گردشگری بسیار دارد که مجله سرزمین من سعی کرده برخی از آنها معرفی کند. با توجه به اینکه این مجله از عکس های بزرگ استفاده می کند راحت می تواند از هر قشری خواننده داشته باشد.

در همین باره: لاتیدان

از خانواده عبدالله ژیانفر تقدیر شد

 

خانواده زنده یاد عبدالله ژیانفر در مراسم تجلیل از شهروند نمونه که صبح امروز توسط نیروی انتظامی در بندرعباس برگزار شد تقدیر شدند. در این مراسم از ۹ شهروند دیگر هم به عنوان شهروند نمونه تجلیل شد که خانواده ژیانفر نزدیک‌ترین مولفه‌ها را با عنوان "شهروند نمونه" داشت. عبدالله ژیانفر، بهار امسال جان دو نوجوان که در آب های ساحل بندرعباس غرق می‌شدند را نجات داد و خودش از دنیا رفت[لینک]. باقی کسانی که به عنوان شهروند نمونه از آنها تقدیر شد یا فرمانده پایگاه بسیج بودند یا همسر و خانواده شهید. به هر حال روحیه فداکاری عبدالله ژیانفر درس بزرگی به انسان معاصر بندرعباس و جهان بود که هیچ وقت از یادها نمی‌رود. 

۲۰ دی سالروز مرگ امیر کبیر

 

۲۰ دی مصادف با سالروز مرگ امیرکبیر است. «میرزا تقی‌خان فراهانی»  مشهور به امیرکبیر، یکی از صدراعظم‌های ایران در دوره ناصر الدین شاه قاجار بود. اصلاحات امیرکبیر اندکی پس از رسیدن وی به صدارت آغاز گشت و تا پایان صدارت کوتاه او ادامه یافت. مدت صدارت امیر کبیر ۳۹ ماه (سه سال و سه ماه) بود. وی مؤسس دارالفنون بود که برای آموزش دانش و فناوری جدید به فرمان او در تهران تأسیس شد. همچنین انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه  از جمله اقدامات وی به‌شمار می‌آید.

اولین شماره روزنامه وقایع اتفاقیه در سال سوم سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار در۱۸بهمن ۱۲۲9 خورشیدی  و به کوشش امیرکبیر منتشر شد. به دستور امیرکبیر اشتراک این روزنامه برای هر یک از افرادی که از دستگاه دولتی بیش از ۲۰۰تومان حقوق می‌گرفتند اجباری بود. در این روزنامه، اخبار داخلی شامل خبرهای مربوط به دربار، عزل و نصب‌ها، اعطای مقام‌ها، نشان‌ها و امتیازات چاپ می‌شد. در برخی شماره‌ها نیز اخبار رویدادهای شهرهای ایران به چاپ می‌رسید. در بخش اخبار خارجی، اخبار مربوط به کشورهای اروپایی به چاپ می‌رسید. همچنین این روزنامه دارای صفحه حوادث نیز بود. کمتر از یک سال بعد از انتشار اولین شماره، در شماره ۴۹ این روزنامه خبر تحریف‌شده‌ای درباره مرگ امیرکبیر منتشر شد. 

منبع: ‌ویکی‌پدیا

هرمزگان و انتخابات مجلس نهم

 
 
در بین کاندیدایی که امسال ثبت نام کردند چند چهره شناخته شده وجود دارد. منصور آرامی شهردار سابق بندرعباس؛ که به نظر می‌رسد جای خالی محمد امین فرج‌زاده(نماینده کنونی) را خواهد گرفت. رقابت اصلی کاندیدا بر سر صندلی خالی فرج‌زاده است. فرج‌زاده در این دوره کاندید نشده است و این فرصت بزرگی برای منصور آرامی است. علی دیرباز با مصطفی ذوالقدر جز نمایندهای اصلاح‌طلب هرمزگان هستند که به نظر می‌رسد دیرباز جایگاه سابق خود را از دست داده و دوباره موفق به جلب اعتماد مردم نشود. حتا در زادگاه خودش(خورگو) هم رای چندانی ندارد. برخی‌ها از همین حالا محمد نصوری را  نماینده غرب هرمزگان می‌داند. محمد نصوری اصالتن اهل گاوبندی است و خانواده‌اش در آن منطقه از احترام خاصی برخوردارند. از جهتی او با سیستم سیاسی موجود در کشور هم‌سو است. در بین اسامی کاندیدا از نام حمیدرضا عامری‌سیاهویی نمی‌توان به راحتی گذشت. رئیس پیشین دانشگاه پیام نور هرمزگان و یکی از باسوادترین مدیران بومی که بسیجی هم هست. باقی کاندیدا به نظر می‌رسد برای شکستن رای برخی از نمایندهای پر قدرت هرمزگان وارد این عرصه شده‌اند و هیچ امیدی به مجلس رفتن ندارند.
اسامی برخی از کاندیدای هرمزگان:
شرق استان: هاشمی نخل ابراهیمی، سید علی میرخلیلی، دکتر افشاری، سید علی ذوالقدر،  محسن ابراهیمی، خانم افسانه نظرزاده ، حسین رئیسی.
مرکزی:
محمد آشوری، سید مصطفی ذوالقدر، منصور آرامی، مهران شاهی، موسی مولاپرست، حسین سالاری، حمیدرضا عامری‌سیاهویی، ابوالقاسم جراره، علی دیرباز، سلیمانی، عبدالله بازیار، منوچهر عسگری، محمد صادق افتتاحی
غرب استان:
احمد جباری، محمد نصوری، عبدالله حسینی، زمزم‌نژاد؛ علی کامرانی
پست های مرتبط:
آرایش سیاسی جدید بعد از عزل هاشمی تختی
چرا هرمزگانی ها قدر نمایندگانشان را نمی دانند

مجلس در دورهای گذشته

سینمای صحرای بندرعباس تخریب شد



امروز سینمای صحرای بندرعباس را تخریب کردند. سینمایی که زمانی بیشتر صندلی هایش پر از هواداران فیلم های اکشن بود. جمشید هاشم پور و  فیلم های دهه شصت ایران. من چند فیلم در این سینمایی که دیگر اسمش "انقلاب" شده بود دیده ام. گلنار. پرواز عقاب ها و...

دلم خیلی میسوخت زمانی که بیل تیغش را به دیوارهای این سینما میزد. زمانی که دیوارهای سینما فرو می ریخت، صحنه های فیلم گلنار در نظرم بود. همزمان شدن تخریب سینما صحرای بندرعباس و انحلال خانه سینمای ایران درد را دو چندان کرد...

اولین جشنواره ملی مطبوعات محلی خلیج فارس در بندرعباس


سال 86 بود که اولین جشنواره منطقه‌ای مطبوعات خلیج فارس در بندرعباس برگزار شد، و بعد از آن در بوشهر و زاهدان و اهواز این حرکت ادامه پیدا کرد. زمانی بود که نام "خلیج فارس" همیشه مورد تهدید قرار می‌گرفت. آن زمان سیاست نام گذاری‌ها به شکلی دنبال می‌شد که می‌بایست نامی از خلیج فارس هم در آن می‌بود.

مثل خیلی از جشنواره‌ها جرقه این حرکت در هرمزگان زده شد و نام "اولین"، مدالی شد برای متولیان فرهنگ هرمزگان! مثل اولین جشنواره عروسکی ضامن آهو، اولین کنگره شعر و قصه،  اولین جشنواره ملی مطبوعات محلی و ...

امسال هم مسئولین فرهنگ و ارشاد موفق شده‌اند نام برگزار کننده‌ی اولین جشنواره مطبوعات ملی مطبوعات محلی خلیج فارس را از آن خود کنند. امیدوارم این جشنواره مثل همه‌ی اولین‌ها، بی‌کیفیت دنبال نشود.

پ ن: هیچ گونه فراخوانی از این جشنواره ملی در دنیایی مجازی منتشر نشده که یک مشکل اساسی محسوب می‌شود.

عکس مربوط به سومین جشنواره مطبوعات منطقه‌ای خلیج فارس در زاهدان است.

اخبار مرتبط: ایرنا    اداره ارشاد

نوشته احسان رضایی در مورد نمایشگاه عکس پرانتز باز

 نوشته که می‌خوانید توسط احسان رضایی مدیر وبلاگ گوج گنو نوشته شده که در مورد نمایشگاه عکس "پرانتز باز" است. پیشاپیش از حوصله ای که برای نوشتن این متن کرده قدردانی می کنم.

این نقد نیست نظرات و احولات نگارنده پس از تماشای نمایشگاه عکس پرانتز باز است .

نمایشگاه عنوان جالب و چند وجهی دارد پرانتزی که باز شده و چند عکاس در آن قرار گرفته‌اند و الی آخر . 

تحلیل نمایشگاه

خانم رادمهر

خانم رادمهر در این نمایشگاه یک مجموعه هفتایی عکس را ارائه کرده است .عنصر مشترک هر هفت فریم زن است و تمامی عکس‌ها سیاه و سفید هستند. خانم رادمهر با استفاده از امکان عکاسی با سرعت پائیین در تلاش است تا فضایی انتزاعی خلق کند .در عکس‌های او بافت‌هایی اوپتیکال و غیر اپتیکال ایجاد شده بود. انگار تاش‌های قلم مو بر بوم نقاشی کشیده شوند. شیوه کار ایشان را در گونه عکس‌های به اصطلاح کارگردانی شده می‌توان قرار داد عکس‌هایی که تمامی عناصر تشکیل دهنده عکس توسط عکاس کنترل می‌شود . در ادامه بیشتر در مورد این نوع عکاسی خواهم گفت.

خانم رادمهر در این مجموعه عکس برآن  است تا موقعیتی از زن در آثارش ارائه کند، اما فضای انتزاعی غالب بر کارها مانع نزدیک شدن به شخصیت‌های درون عکس‌ها شده بودند و مخاطب را دچار نوعی سر درگمی و بلاتکلیفی در همراهی با مقاصد خود می‌کرد. و همینطور مشکل مشترک همه عکاسان که در این نمایشگاه که  با مجموعه عکس حضور داشتند در کارهای ایشان نیز وجود داشت. موضوع انتخابی و پرداختن به این موضوع یارای همراهی با مجموعه را نداشت و در ادامه فریمها دچار تکرار می‌شدند و این مورد در کارهای مجید جمشیدی نیز مشاهده می‌شد . 

مجید جمشیدی

مجید جمشیدی با هفت فریم سیاه سفید تحت لوای مجموعه در این نماشگاه حاضر شده بود عناصر مشترک او آسمان، زمین و انسان‌هایی در دور دست بودند . مجید تلاش کرده بود زمین را تیره‌تر و آسمان را روشن‌تر بنمایاند و انسان‌هایی که میان این زمین و آسمان در حیاتند. نوع رویکرد به موضوع در مقابل مجموعه‌سازی در عکس ناتوان بودند در واقع نتوانسته بود انرژی روایی خود را در هفت فریم برای مخاطب تقسیم کند. و به زبان عامیانه تلنگ انسجام روایی مجموعه از یکی دو فریم به بعد در می‌رفت و عکاس دچار تکرار می‌شد و مخاطبان را سردرگم و خسته می‌کرد و این مساله بر می‌گردد به زمان ثبت فریم‌ها، برای اینکه عکاس هنگام ثبت فریم‌ها اصلا به موضوع مجموعه‌سازی فکر نکرده است و صرفا چند عکس گرفته و در هنگام سکلتشن به ذهنش رسیده می‌توان فریم‌ها را گسترده کند و آنها را به شکل مجموعه ارئه کند. به نظر نگارنده (نظر شخصی) مجید ابتدا باید مجموعه عکس را برای خود به درستی  تعریف می‌کرد و بعد به اجرای آنها می‌پرداخت . مجموعه‌سازی در عکس کار بسیار دشوار یست و فریبنده و ظاهرا آسان اما در موقع عمل عکاسها را زمین گیر می‌کند. در عکس‌های مجید اشکال فنی و چاپی فراوانی دیده می‌شد در مجموعه عکس‌ها فاقد یک‌دستی نوری و چاپی لازم و استاندارد بودند .

ایمان رضائی

ایمان رضائی هم مانند مجید جمشیدی و خانم رادمهر اقدام به ارئه مجموعه عکس کرده بود . ایده‌ای خلاقانه و اورجینال داشت اما اجرایی بشدت ضعیف ! . ایمان رضائی  از گیره پلاستیکی چسپان شیشه‌های ماشین  که محلی برای گیراندن پرده محافظ آفتاب است ،به عنوان عنصر مشترک عکس‌هایش استفاده کرده بود ( یکی از دوستان تعریف می کرد که در روز اول نماشگاه شخصی نزد او آمده و از او سوال کرده این چیزی که در عکس ایمان هست ک ان د و م است ؟!!! و دوست ما هم ایشان را هدایت و روشن و خیلاشان را ازین بابت راحت کرده بودند و گویا شخص دیگری هم سئوال کرده بود این ماس ماسَک که در عکس‌ها هست ستلایت( ماهواره ) است ؟!

این درگیری ذهنی و پرسشی که در ذهن مخاطب  توسط عکاس ایجاد شده در واقع یکی از محاسنات عکس‌ها می‌تواند باشد. اما اجرای این ایده خلاقانه بشدت ضعیف است و نواقص و اشکلات فنی فراوانی در عکس‌های او دیده می‌شود از جمله ضعف دوربین عکاسی – ضعف لنز – کثیف بودن لنز – کثیف بودن شیشه  ماشین در هنگام عکاسی – گرین‌دار بودن تصاویر – عدم فوکوسینگ متمرکز – اوور و آندر اکسپوز تصاویر و ادیت نامناسب کل مجموعه را تحت تاثیر قرار داده بوده. تم اصلی مجموعه عکس‌های ایمان رضائی سفر است سفر یک شئ عجیب و غریب . ترکیب نامتجانس عنصری نامربوط با فضای پایه‌ایٍ  رئالیستی .

محمد رضا مسندانی   

محمدرضا مسندانی  هفت تک عکس در این نمایشگاه ارئه کرده بود. همانگونه که در بروشور ابتدایی مجموعه عکس‌ها جملاتی از عکاس‌ها نوشته بود ( که این قسمت را می توان کلید دروازه ورود به دنیای عکاسان  نام‌گذاری کرد (حداقل در این نمایشگاه) مسندانی دست به تعریف عکاسی زده بود که به نوعی نشان از تلاش او برای ارائه تعریفی از عکاسی حداقل برای خودش بود. و این مساله درفریم‌هایش به خوبی پیدا بود.

عکس‌های مسندانی فاقد استانداردهای پایه‌ای مدیوم عکاسی بودند( نظر شخصی).

مهمترین آن نادیده گرفتن مهمترین بخش عکاسی یعنی کمپوزیسیون (ترکیب بندی) بود. وجود این ضعف در کارهای او ریشه در عدم حضور در کلاس‌های آموزشی عکاسی است. به نظر می‌رسد مسندانی عکاسی خود آموخته است و غریزی عکاسی می‌کند . اینگونه افراد  منبع آموزشی‌اشان مشاهده است از هر عکاسی دم دستشان رسید عکس می‌بینند و تاثیر می‌گیرند . به زبان عامیانه عکاسی او بالا پایین زیاد دارد . بگیر نگیر دارد در فریم‌هایی خوب است مثل فریم ویولون‌ها و در باقی فریم‌ها فاقد ترکیب‌بندی استاندارد بود. در این شرایط مخاطب دچار سردرگمی می‌شود که بلاخره عکاس شناختی از کمپوزیسیون دارد یا نه؟ اما جسارت او در ارائه آثا ستودنیست و امیدوارم آدم نقد پذیری نیز باشد .  

مهدی مرادی‌زاده

نردیک به استانداردترین عکس  این نمایشگاه را مرادی‌زاده ارئه کرده بود .

تک فریم‌هایی با هفت موضوع متفاوت به یک شیوه منسجم و اجرایی قابل قبول که موفق‌ترین فریم عکسیست که در آن ماهیگیری در حال گرفتن ماهیست .

مرادی‌زاده مانند خانم رادمهر اقدام به کارگردانی عکس‌ها در فضایی استدیویی کرده بود .

این شیوه عکاسی که بیشتر در گونه تصویر سازی نیز قرار می‌گیرد محصولی ژورنالیستیست و ریشه در مجلات و سایت‌های خبری پرمخاطب دارد در  بیشتر مقاله‌های  منتشر شده در این سایت و مجله‌ها ، عکاس دست به ترجمان تصویری متن می‌زند و ما به ازاء عکاسیک  آنرا به مقاله برای ارتباط بیشتر مخاطب پیوست می‌کند . اما غیر از یک و نیم فریم از کارهای مرادی‌زاده باقی آثار فاقد شعار لازم برای این گونه عکاسی بودند. یعنی در واقع مرادی‌زاده توانسته قالب را اجرایی کند اما درون قالب خالی بود و به زبان عامیانه این شیوه عکاسی بیش از یک و نیم فریم (نیم فریم برای عکس روزنامه و چهره زن) کارها عالی پیش نمی‌رفت و عکاس از ایده خالی شده بود. اگر اشتباه نکنم !  دو سال پیش عکسی از  خانم غزاله غضنفری  (مطمئن نیستم!) در جشنواره اردیبهشت وجود داشت  که به همین شیوه کار شده بود. مثلا زنی با لباس عروس دست‌کش‌های ظرف شویی و کارد آشپز خانه در دست داشت ( امیدوارم اشتباه نکرده باشم ) یا در عکس‌های پیمان هوشمندزاده از این نوع عکس‌ها دیده می‌شود که بشدت دارای آن شعار لازم برای این گونه عکاسی است .  

و اما موسا خان بلبله  

کشف من در این نمایشگاه موسا بلبله است. ایشان در این نمایشگاه با هفت تک فریم حاضر شده بود. عکس‌هایی منو تُن و فاقد ترکیب مناسب و اجرا و ادیتی نه چندان استاندارد. اما فریم‌های موسا بشدت  دارای فرا رَوی هستند. یعنی اینکه بیشتر کارها او  مانند جریان سیال ذهن خارج از فریم و خارج از قاب ساخته می‌شوند .

ذهن به دنبال ادامه عناصر حاضر در عکس به خارج از فریم هدایت می‌شود و می‌رود و می‌رود. به نوعی می‌شود گفت فریم‌ها بسیط می‌شوند بخصوص در فریم‌های پاها و قایق  و لباسی که بر میله  آویزان است.  و این فرا روی به نظر نگارنده ( نظر شخصی ) یک اتفاق نو  در عکاسی هرمزگان است. این نوع عکاسی سخت‌ترین نوع عکاسیست ( نظر شخصی) استفاده از عناصر طبیعی –کمترین دخالت در رویداد واقعی جلوی لنز –ایجاد ترکیبی متاجنس ازین عناصر برای ساخت روایتی غیر شعاری اما پر از مفهوم ( شعار در عکاسی چیز بدی نیست و نگارنده با آن به عنوان اهرمی در عکاسی موافق است ) – ملزم بودن به رعایت خون عکاسی یعنی ثبت اتفاق. و نظر نگارنده به نظر موسا خان بلبله نزدیکتر است .

 تکمله

به هر روی عمده ویژگی نمایشگاه پرانتز باز که به همت حسن بردال برگزار شده بود ، ایده‌گرایی عکاسان حاضر در  نمایشگاه بود. در این پرانتز باز شده عکاس‌ها تمامی در تلاش برای بیان ایده‌هایشان هستند و این نکته ایست غیر قابل کتمان و قابل تقدیر. حلقه مفقوده عکاسی هرمزگان و اساسا هنر هرمزگان.  ایده‌ها – شعار – خلق مفاهیم – جسارت در بیان و ترجمان محیط پیرامون و چالش عمیقی به نام جایگاه مخاطب و هنرمند در بیان موضوعات مشترک این دو،  یعنی اجتماع .  

منبع: وبلاگ گوج گنو

"جزیره عشق" منتشر شد



مجموعه داستان‌های کوتاهی به نام جزیره عشق که توسط نجیبه نعمتی نوشته شده وارد بازار شده. این مجموعه شامل 5 داستان کوتاه است که همه داستان‌های حول شخصیت‌های زن است. نجیبه نعمتی پیش از کتابی تحت عنوان "دلاوری‌های مردان و زنان جزایر" منتشر کرده بود. "جزیره عشق" داستان‌هایی برگرفته از تاریخ جزیره هرموز و خلیج فارس است که توسط انتشاراتی ادریس به چاپ رسیده است. گفتنی است نجیبه نعمتی فرزند محمد نعمتی فرماندار سابق و مدیر مسئول مجله نگاه روز هرمزگان است.


نمایشگاه عکس پرانتز باز افتتاح شد

نمایشگاه گروهی عکس «پرانتز باز» سه شنبه ۱۳ دی ماه در نگارخانه گرمساری بندرعباس افتتاح شد. در این نمایشگاه آثار موسی بلبله، مجید جمشیدی، فرزانه رادمهر، ایمان رضایی، مهدی مرادی‌زاده و محمدرضا مسندانی به نمایش گذاشته شده.

از هر عکاس ۷ عکس در اندازه ۵۰×۷۰ به روی دیوار نصب شده. نمایشگاه به مدت یک هفته دایر است. بازید از ساعت 17 تا 20 نگارخانه گرمساری فرهنگسرای طوبا

 

 

 

 

 

 

 

 

عکس‌ها: هادی نارنجی‌نسب و مجید بشکال

یاد ناصر عبداللهی

ناصر عبداللهی تا پیش از مرگش در بندرعباس هم طرفداران سرسختی داشت هم مخالفان سرسختی. اما پس از مرگش بسیاری مخالفان قدیم او تغییر موضع دادند و حالا هوادارانی منطقی‌اند. ناصر عبداللهی بیش از آنکه به شخص یا گروهی متکی باشد ،با اتکا به استعداد ذاتی‌اش توانست میان خواندگان پاپ ایران صاحب نام شود. ترانه می‌نوشت،آهنگ می‌ساخت ، موسیقی‌اش را تنظیم و اجرا می‌کرد و با حس مردم داری‌اش ، کنسرتش را می‌گرداند. توانایی‌های ناصر موجب شد تا پیش از هر هنرمند شهرستانی، روند مطرح شدن در پایتخت را طی کند و خیلی زود به ستاره پاپ آن روزهای موسیقی ایران تبدیل شود و چند آلبوم موفق و پرفروش را ارائه دهد. ناصر  جریانی بود در بستر منزوی هنرمندان هرمزگانی. او برخلاف برخی از هنرمندان بندرعباس روحیه‌ای اجتماعی داشت و هنر خود را در جامعه تعریف می‌کرد. (( عشق است )) -اولین آلبوم رسمی ناصر عبداللهی- به اعتقاد بیشتر کارشناسان موسیقی، بهترین آلبوم او است. ترکیب ناصر، محمدعلی بهمنی و پرویز پرستویی و حضور افرادی چون فریدون شهبازیان، محمدرضا عقیلی، محمدرضا چراغعلی، بهنام ابطهی، شادمهر عقیلی در این آلبوم در نوع خود متفاوت و جالب توجه است و همه اینها مهر تاییدی بر قابلیت های ویژه‌ای ست که  ناصر داشت. زمانی که خواننده‌های سرشناس  چون محمد اصفهانی. خشایار اعتمادی. امیر کریمی و  ...که بدون خلاقیت و با تقلید از دیگران  آلبوم‌های خود را روانه بازار بیمار موسیقی ایران می‌کردند، صدا و تکنیک ناصر نظر همه دوستدارن و منتقدان موسیقی پاپ را به خود جلب کرد . صدایی که  تنها به ناصر عبداللهی تعلق داشت. صدای جذاب ناصر خیلی زود در ایران از هر خانه،  اتومبیل و رستوارنی شنیده شد و بسیار طرفدار پیدا کرد. در آلبوم بعدی ناصر -"دوستت دارم" -عوام را بیشتر از خواص در نظر گرفته بود. آلبوم "دوستت دارم" با آهنگ ناصریا مشهور شد و خیلی‌ها از آن به بعد ناصر عبداللهی را با همین نام ناصریا  می‌شناختند. این اولین باری بود که در یک آلبوم رسمی بعد از انقلاب ترانه بندرعباسی خوانده می‌شد. و بدین ترتیب مردم با گویش بندرعباسی آشنا شدند و بعد از آن سهیل نفیسی، رضا صادقی، غلامرضا صنعتگر، کیوان توحدی، حسن پیغان و ... با خواندن ترانه‌های بندرعباسی تفاوت گویش بندرعباسی با بوشهری و خوزستانی را به مردم ایران شناساندند. ناصر عبداللهی هموار کننده‌ی راه دشوار خوانندگی در  پایتخت برای بندرعباسی ها بود. او بعد از این، دو آلبوم دیگر به نام‌های "بوی شرجی" و "هوای حوا" را روانه بازار کرد. که مورد استقبال مردم قرار گرفت  ناصر فرصت نکرد کارهای ضبط شده‌ی دیگرش را منتشر کند ،((ماندگار)) و(( رخصت ))مجموعه‌ای از کارهای آماده‌ی ناصر بودند که آلبوم ماندگار منتشر شده و آلبوم رخصت مراحل نهایی انتشار را طی می کند. ناصر عبداللهی در اوج شهرت و توانایی به دلایلی که برای برخی همچنان نامعلوم است از این دنیا رفت تا یک شمع دیگر هرمزگانی در سکوت خاموش شود.

در همین باره: لاتیدان