
شب اول همایش گیتار کلاسیک بندرعباس در حالی به پایان رسید که بیشتر حضار از ادبیات مجری برنامه گلایهمند بودند. مجری که از اساتید گیتار کلاسیک در بندرعباس است، با ادبیات ناشایست و به صورت مستقیم؛ حضار را متهم به بیفرهنگی کرد. علی امینی در جا جای گفتههایش؛ با ادبیات مغرضانهای که داشت؛ تماشاگران را دلخور کرد. او در بخشی از صحبتهایش گفت:"متاسفانه مردم ما، فرهنگ شنیداری موسیقی کلاسیک را ندارند." در حالی که علاقهمندان به موسیقی کلاسیک بیشتر صندلیهای تالار آوینی را پر کرده بودند. او علاوه بر تهمت زدن؛ سوتیهای زیادی در کار مجریگری داشت. پیشنهاد میکنم انجمن موسیقی فردا شب از مجری با ادبتری برای اجرای این همایش دعوت کند؛ تا هم مردم راضی شوند و هم در مقابل خانم افشار سرافکنده نشویم.
عکس مسعود شجاعی در شب اول همایش گیتار کلاسیک بندرعباس

مستر کلاس لیلی افشار کارگاه بسیار عالی برای نوازندگان گیتار در بندرعباس بود. کلاسی که دیروز عصر در سالن کانون پرورش فکری بندرعباس برگزار شد. نوازندگانی که به این کلاس آمده بودند آموزشهای کوچک؛ اما مفیدی دیدند. خانم افشار توجه زیادی به دست گرفتن اصولی گیتار داشت؛مسئلهای که برخی اساتید گیتار در بندرعباس به آن توجه جدی ندارند. چند نوازنده گیتار بندرعباسی کارهای خود برای او نواختند که خانم افشار آهنگها را دوست داشتند. او از اینکه در بندرعباس تعداد نوازندگان گیتار بسیار زیاد است متعجب شده بود. البته لیلی افشار با بخشی از نوازندگان بندرعباسی روبهرو بود. فردا قرار شده خود خانم افشار در تالار آوینی اجرا داشته باشد. پیشنهاد میکنم دوستان علاقهمند این فرصت را از دست ندهند. ۵ شنبه/ تالار آوینی/ساعت۲۰
سلام ابراهیم. من جغد بندری دوستدار تو و هنرت هستم. از زمانی که تو را شناختم، شیفته آن مستی جاری در هنرت شدم. الان که این نامه را مینویسم هوای بندر همان شرجی و گرمای خودش را دارد. امروز روز ۳۰ خرداد است. درست دو روز قبل از این که ما را برای همیشه تنها بگذاری! ابراهیم جان هنوز هم بچههای دوستدار هنر در بندرعباس فعال هستند. یکی از گروههای خوب تئاتر ما میخواهد در جشنواره اوینیون فرانسه اجرایی داشته باشد. کارگردانش ابراهیم پشتکوهی است. شاید او را بشناسی! گروهی به نام تیتووک دارند. در عکاسی هم بچهها بسیار فعال شدهاند. موسیقی هم به لحاظ کمی خوب اجرا میشود. چند گروه خوب مثل حسین علیزاده هم در بندرعباس اجرا داشتهاند. حالا بچههای موسیقی بندر مثل دوران شما موسیقی جدی و قوی اجرا نمیکنند. اما هنوز هم بسیاری از آهنگهایی که در بندرعباس اجرا میشود رد پایی از تو در آن هست. سهیل نفیسی آلبومی به نام «ترانههای جنوب» منتشر کرد که همه از سرودههای تو بود. و جالبتر اینکه بدانی همان آلبوم پرفروشترین آلبوم سال ایران شد. من همیشه به دوستانم میگویم که تو حق زیادی بر گردن موسیقی ما داری. به برکت آهنگهای ساده و ترانههای دلنشینات هوادران گیتار در بندرعباس زیاد شده است. من و تعدادی از دوستان میخواهیم پیگیری کنیم شاید بتوانیم مراسمی را برای سالگرد رفتنت برگزار کنیم. تا همیشه سایه بزرگت را بر سر خود احساس کنیم. ابراهیم ما را ببخش که نتوانستیم هوادار شایستهای برای تو باشیم. البته ناگفته نماند که با تلاش حسام نقوی و دوستانش برخی از آثارت منتشر شده است؛ اما در تهران بیشتر هوای تو را دارند. در شهر خودشان برای تو بزرگداشت میگیرند و هر جایی که جایش باشد یادی از تو خواهند کرد. امسال در بندرعباس همایش و جشنواره موسیقی زیاد برگزار کردهاند. امیدوارم بتوانم با مشورت دوستانم بزرگداشتی شایسته اما در حد بضاعتمان برایت برگزار کنیم. همه بندرعباسیها سلام مخصوص میرسانند و میگویند:( با خنده) حال همه ما خوب است اما تو باور نکن! همیشه مراقب خودت باش ابرام...
دوستدار همیشگی تو از بندر؛ جغد بندری
سه راه دلگشا/بندرعباسی/30 خرداد 1390/ساعت ۱۱ صبح
عکس از سایت رامی
در پایان از این دوستان دعوت میکنم برای ابراهیم منصفی نامهای بنویسند: بهشب سیاورشن لاتیدان لاکپشت گوج گنو پلاک ۶۶ سهمار صدی اپی نوروزی درختنشین لی تئاتریکال خودنویسها و هر دوست دیگری که برای ابرام نامهای دارد بنویسد. مرا هم بیخبر نگذارید.
در همین باره: ندای هرمزگان
این روزها بازار موسیقی در بندرعباس گرم است. امسال با جشنوارههای مختلفی در بخش موسیقی روبه رو شدهایم که هر کدام لطف خودش را داشت. برنامه بعدی انجمن موسیقی همایش گیتار کلاسیک است که با حضور لیلا افشار اول و دوم تیرماه برگزار خواهد شد. این همایش ساعت ۲۰ روز ۱ تیرماه در تالار آوینی شروع به کار میکند که همه علاقه مندان میتوانند به صورت رایگان از این همایش دیدن کنند. روز اول تیرماه سالروز مرگ ابراهیم منصفی هم هست. منصفی حق زیادی بر گردن موسیقی استان هرمزگان دارد. باید بزرگداشتی شایسته برای این هنرمند بزرگ استان برگزار شود.

با دیدن گزارش تصویری که در خبرگزاری فارس + منتشر شده بود به یاد جلال مرادی افتادم. جلال دوست دوران جوانی پدرم بود،که میگفتند قدرت بدنی عجیبی داشت. آن روزها که پدرم بیشتر حوصله تعریف خاطراتش را داشت میگفت: من و جلال در دوران جوانی کارهای عجیبی میکردیم. یک بار تصمیم گرفتیم با قایق کوچکی که ساخته بودیم تا "کشتی سوخته" برویم و برگردیم. اول صبح جلال مثل همیشه پر انرژی مرا بیدارکرد تا راهی دریا شویم. قایق را کول کردیم و تا ساحل بردیم. پارو زنان به طرف کشتی سوخته بهراه افتادیم. گاهی من پارو میزدم و جلال استراحت میکرد گاهی هم او پارو میزد و من نفسی تازه میکردم. 100 متری کشتی بودیم که قایق با یک تکان کوچک من زیر آب رفت. هر دو خسته بودیم. جلال زیرقایق رفت و قایق را بالا آورد. با ظرفی که همراه داشتیم آبهای قایق را خالی کردم. چند متری را نرفته بودیم که دوباره قایق به زیر آب رفت. من دیگر هیچ توانی نداشتم. 18 کیلومتر بیوقفه پارو زده بودیم. جلال دوباره تلاش کرد تا قایق را بالا بیاورد. اما این بار بینتیجه بود. گفتم صبر کنیم تا قایقی بیاید و نجاتمان دهد. جلال قبول نکرد.گفت: با شنا برمیگردیم! هر وقت خسته شدی من کمکت میکنم... به تواناییهای جلال ایمان داشتم اما راه خیلی سختی بود. شروع کردیم شنا کردن به طرف ساحل بندرعباس. هر گاه خسته میشدیم خودمان را روی آب شناور میکردیم. اما من واقعن دیگر توانی نداشتم. جلال دست مرا گرفت و روی شانهاش گذاشت و تا ساحل شنا کرد.
من تقریبن همه خاطرات پدرم را از برم. همیشه پای ثابت خاطرات پدرو مادرم بودم. خاطرات خیلی دور ...حالا 35 است که جلال خارج از کشور زندگی میکند. از برادر زادهاش شنیدم که میگفت عمو جلال 8 فرزند دارد که همهی فرزندانش تحصیلکردهاند. میگفت دولت آن کشور به دلیل اینکه او 8 فرزند موفق دارد از او طی مراسمی تقدیر کرده. امیدوارم هر جا که باشد همیشه سالم بماند.
عکس: مرتضا رفیعخواه(فارس)

عبدالله ژیانفر حالا در میان ما نیست. او درست در آستانه روز پدر،پدرانه زندگی را بدرود گفت و رفت. چند نوعدوست عصر امروز همدیگر را از مراسمی با خبر کردند، که برای این فداکار بندرعباسی برگزار میشد. خویشان عبدالله هم بعد از مراسم خاکسپاری به اسکله شیلات بندرعباس آمدند، جایی که دو نوجوان در حال غرق شدن بودند و عبدالله پدرانه به آب زد و آن دو را نجات داد و خودش دل به دریایی ابدی داد! تصاویری که در ادامه بیشتر خواهید دید مربوط به این مراسم خودجوش است که با حضور هنرمندان استان شکل گرفت. هر یک از بچهها به صورت خودکار کاری کرد. یکی به یادش شعر خواند،یکی آهنگی را تقدیم عبدالله کرد،بعضیها شمعی روشن کردند و ...
تصاویر بیشتر در ادامه مطلب

نمایشگاه "سٌوز" احمد کارگران مجموعهای از نو ترین آثار نقاشی این هنرمند بندرعباسی بود. کارگران در این نمایشگاه تعداد زیادی نقاشی به روی پارچه طرحدار خلق کرده بود. نمایشگاه "سٌوز" از 19 تا 25 خرداد در نگارخانه گرمساری فرهنگسرای طوبا دایر بود که با استقبال خوبی همراه شد. عکسهای این نمایشگاه را در ادامه مطلب ببینید.

ادامه مطلب ...
تا به حال چند بار خواستم عملکرد مدیران دولتی را بسنجم که به دلایلی مقدور نبوده است. مهمترین دلیلاش هم این بوده که اکثر مدیران دستگاههای دولتی بیش از 2 سال در سمت خود باقی نمیمانند. این روند پر شتاب تعویض مدیران، اثرات جبران ناپذیری را در بخش مدیریت کلان کشور وارد میکند. هر مدیرحداقل چند ماه بعد از معارفهاش را باید صرف آشنایی با سیستم کاری آن سازمان کند. بعد از آشنایی، باید ببیند چه کارهای انجام شده و چه کارهای باید انجام بگیرد. برنامهریزی کند و جذب بودجه کند. معتقدم مدیری موفق است که حداقل 10 سال در یک دستگاه باقی بماند. تجربه کسب کند و راههای پیشرفت را پیدا کند تا به اهداف دستگاه مربوط برسد . با یک سال و دو سال خیلی کم اتفاق میافتد مدیری موفق شود. چیز که در کشور ما بسیار رایج و مدیریت کشور را با بحران اساسی روبهرو کرده است.
شاید شما هم خبر مجسمه آرش کمانگیر و اسبش که از میدانی در شهر ساری ناپدید شدهاند را شنیده باشید. گویا دستور نابودی این مجسمهها را رئیس شورای شهر ساری صادر کرده بود که نمیخواهم راجع به هدفش از این کار صحبت کنم. من میخواهم راجع به تندیسی صحبت کنم که چند روزی است در فرهنگسرای طوبای بندرعباس نمیبینماش! تندیس زیبایی که حسین زمانی هنرمند خوب بندرعباس آن را طراحی و اجرا کرده بود. این تندیس حالا در جای خود نیست. و من همین امروز با خبر شدم که این تندیس را نابود کردهاند! تندیسی که نه در میدان ... بود! نه جای کسی را تنگ کرده بود! دلیل نابودیاش را باید از حسین پریش رئیس فرهنگسرای طوبا جویا شویم!!!
در همین باره: سهمار