جغد بندری
جغد بندری

جغد بندری

باران بندرعباس

خیلی از محلات شهر بندرعباس باران نبارید و خیلی جاها هم بارید. می‌گویند آن محلاتی که "کبله دعا" نرفته‌اند باران نباریده است. هنوز هم دیر نیست! در رحمت الهی همیشه باز است. هر چند که پنج دقیقه بارید،اما خیلی از معابر آب‌گرفتگی شدیدی پیدا کردند.












نمایشگاه کتاب بندرعباس

نمایشگاه کتاب امروز در بندرعباس افتتاح شد.  چند انتشاراتی که سال پیش از آنها خوب استقبال شده بود به دلیل نامعلومی امسال غایب هستند. زمان بازدید صبح از ساعت ۹ تا ۱۲ و عصرها از ۱۶ تا ۲۱ می‌باشد.

واقعی!

میگفت من راننده آژانسم دیروز 20000 کار کردم,14000 دادم پول بنزین,4000 هم دادم به رئیس آژانس,2000 بردم خونه!!


منبع: +

من و احمدی‌نژاد

بی‌شک نام احمدی‌نژاد در تاریخ ایران فراموش نشدنی است. به نیک و بدش کار نداریم اما باید قبول کنیم که او یکی از جسورترین شخصیت‌های سیاسی معاصر ایران است. خیلی‌ها فکر می‌کردند که سهمیه‌بندی بنزین دولت احمدی‌نژاد را با بحرانی شدید روبرو می‌کند اما نه تنها با  سهمیه‌بندی کردن بنزین دچار بحران نشدند بلکه حالا با سهمیه‌بندی بخش بزرگ اقلام ضروری از قبیل نان!!!، گام بلند دولت‌ش را  از سر هشت دولت پیشین بلند کرده و آنچه دولت‌های قبل فکرش را کردند او عملی‌‌اش  کرد. البته شاید دولت‌های پیشین برای پیاده کردن چنین طرح بزرگی بیشتر فکر کرده بودند و با کارشناسی دقیق و  وسواس بیشتری می‌خواستند جلو بیایند تا فشار این طرح کمر ملت را نشکند! اما موضوع مهم این است که هیچ کدام از دولت‌ها نخواست با عملی کردن چنین طرح‌هایی خودش را به خطر بی‌ا‌ندازد و جواب‌گوی بازخوردش باشد. ضعف‌هایی که طرح دارد بر هیچ کس پوشیده نیست و درست است که پدر پدر پدر مردم در خواهد آمد اما بالاخره یک قدم به سوی پیشرفت برداشته شده که ستودنی است و بالاخره اینکه احمدی نژاد حاضر شد محبوبیتی نداشته باشد  و همه مردم  از او برنجند اما یک کار اساسی با ملتش بکند!!!

دور از انتظار؟

خیلی دور از انتظارم بود آنچه شده‌ام

اما روان بر قالب من سوار شده است

شاید دور از انتظار هم نبوده

چون خیلی از دور از انتظارهایم

دور از انتظار نبوده ...

شستشوی علم دوازده امام منبر گپ

علم دوازده امام منبر گپ بندرعباس از آن جهت خاص است که می گویند هدیه آب های دریاست.








مولانا

مرده بدم زنده شــــدم گریه بدم خنده شــــــــــدم

دولت عشق آمـد و من دولت پاینده شــــــدم

دیده سیر اســـــــــت مرا جان دلیر اســـــــت مــرا

زهـــــره شیر است مرا زهره تابنده شــــــدم

گفــــت که دیوانه نهای لایق این خــــــــــانه نهای

رفتم دیوانه شــــــدم سلســـله بندنده شدم

گفت که سـرمست نهای رو که از این دست نهای

رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شـــدم

گفت که تو کشـــــته نهای در طرب آغشــته نهای

پیش رخ زنده کنش کشــته و افکنده شـــــدم

گفت که تو زیرککی مســـــت خـــــــیالی و شکی

گول شدم هول شــدم وز همه برکنده شــدم

گفت که تو شمع شـــــــدی قبله این جمع شـدی

جمع نیم شــــــــمع نیم دود پراکنده شـــــدم

گفت که شیخی و ســــــــری پیش رو و راهــبری

شیخ نیم پیش نیم امـــــر تو را بنده شــــــدم

گفـــت که با بال و پری من پر و بالت ندهـــــــــــم

در هـــوس بال و پرش بیپر و پرکنده شــــدم

تابش جان یافت دلم وا شــــــــــد و بشکافت دلم

اطلس نو بافت دلـــم دشمن این ژنده شـــدم

چرا فارسی را با حروف انگلیسی می نویسیم؟


شاید شما هم جز آن دسته‌ای باشید که  پیامک فارسی را با حروف انگلیسی تایپ و می‌فرستید یا برای نظر دادن راجع به مطلب وبلاگ یا صفحه اینترنتی به این شکل عمل کنید. مسئله‌ای که در برخورد اینچینینی با خوانش  بیشتر به چشم می‌آید این است; خواندن جمله فارسی که با حروف انگلیسی نوشته شده، کمی سخت تر از فارسی که با حروف فارسی نوشته می‌شود یا انگلیسی که با حروف انگلیسی نوشته می‌شود است. موضوعی که به اشتباه در بین گروهی از افراد جا افتاده این است که نوشتن با حروف انگلیسی چه مفهوم فارسی  باشد یا گویش( بندری و لری و ترکی) پرستیژ خاصی دارد که نم‌یشود  به راحتی از آن گذشت. احترام نهادن به زبان و گویش خود و استفاده صحیح از آن حداقل کاری است که یک فرد می‌تواند برای زنده نگه داشتن فرهنگ خود انجام دهد. البته دلایل خیلی زیادی وجود دارد که برخی افراد ناگزیرند به همین شکل عمل کنند. مثلا کسی روی صفحه کیبوردش حروف فارسی نیست یا سیستم عامل بعضی از تلفن‌های همراه  از حروف فارسی پشتیبانی نمی‌کند. اما بیشتر دلایل غیر از اینها دارند که منجر به ضرر مالی خود و ضرر فرهنگی جامعه‌اش می‌شود.

کنار تو

کنار یک دریا    تو 

                      نشسته ام آرام

                                        و آفتاب میگیرم

معرفی چند کلمه با گویش گاوبندی

شوخ:‌[Shookh] قشنگ ، زیبا _ هر چیز یا حالت خوب. معادل بندرعباسی‌اش جون [Jon] است.

کلبوک: [Kalbook]  مارمولک. بندرعباسی‌ها کلپک [Kalpak] می‌گویند.

شیله: [Shila] چادر. پوشش زن

بتوله: [Batula]: برقع. پوششی که زنان به روی صورت خود می‌گذارند. بندرعباسی‌ها برکه [Borka] می‌گویند.

زریبه: [Zariba] : مزرعه. محل کشاورزی 

بادنگو سیاوو: [Badengoo siuow] بادمجان.  بادنگو سرخو هم گوجه است.

گبگوب: [Gabgub]  خرچنگ. بندرعباسی‌ها سینگو [ Singow] می‌گویند.

خشه: [Khasha]   هیزم. چوب و شاخه‌های خشکی که برای آتش زدن استفاده شود.

خزیک: [Khazik]  یک نوع سوسک صحرایی است. بندرعباسی‌ها خزوک [Khazuok] می‌گویند.

گودر:[Gudar] گوساله. بچه گاو. بندرعباسی‌ها گسک [Gask] می‌گویند.

بوچیر: [Buchir] گنجشک. بندرعباسی‌ها جوشک  [Joshk] می‌گویند.

هیلوو:[Hilow] تاب. نوعی بازی. بندعباسی‌ها جیکوو [Jikow] می‌گویند.

بیک: [Baik] عروسک دست‌ساز که با پارچه، چوب و دکمه ساخته می‌شود. چیزی نزدیک به دختلوک [Dokhtoluk] بندرعباسی‌ها.

فدا: [Feda]  حیاط خانه 

فریج: [Ferij]  محله. کوی

چپلی: [Chapali] دمپایی

تیار: [Tiyar] جلو. متضاد عقب و پس

گنا: [Gena]  دیوانه. مجنون. کسی که فاقد هوشیاری باشد. بندرعباسی‌ها گنوغ [Ganugh]  می‌گویند.

کله: [Kala] طاقچه. بندرعباسی‌ها بالک [Balak] می‌گویند.

چخیدن: [Chakhidan] رقصیدن. با توجه به این که  امر به رقصیدن بچخ Bechakh خوانده می‌شود، به نظر می‌رسد بن این کلمه چخ Chakh  باشد. چخ به معنی رقص که در گویش مردم کاربردی ندارد. بندرعباسی‌ها به رقص چمک  Chemak   می‌گویند.