جغد بندری
جغد بندری

جغد بندری

آنجایی که فرهنگیان کف زدند

 

دیروز خلیل عمرانی در جلسه تودیع‌اش حرف‌های جالبی زد و نیز احمد آخوندی در جلسه معارفه‌اش حرف‌های حساب شده و دقیق:

عمرانی:‌ من در هنگام ریاست سازمان آموزش و پرورش استان اصلا کار سیاسی نکردم.

عمرانی: من یه بچه دهاتی‌ام که موفق شده معلم شود...

عمرانی: وقتی کلاس چهارم بودم در کلاس انشاء نوشتم که وقتی بزرگ شدم معلم می‌شوم و همه‌ی دانش آموزان خندیدن...

عمرانی: وقتی به ریاست سازمان آموزش پرورش استان هرمزگان منصوب شدم همه می‌گفتند: این عمرانی را از دهات  آوردن اینجا رئیس کردن...

عمرانی: من خودم هم سخت پیگیر بودم تا یه رئیس بومی جای من را بگیرد...

آخوندی: نه به خودم اجازه تنگ نظری می‌دهم نه اجازه می‌دهم کسی با تنگ نظری عرصه را بر دیگری تنگ کند.

اینجا بود که صدای کف زدن فرهنگیان هرمزگان بلند شد.

یک بازیکن مشکوک تجارتخانه!

با خبر شدیم یکی از بازیکنان تیم اعزامی فوتسال(بانوان) تجارتخانه جنوب بندرعباس که برای مسابقات بین المللی اکراین اعزام شده بود، به دلیل مشکل ژنتیکیT.S (دو جنسی) از ادامه مسابقات بازمانده است.( ف.ز) که اکنون چند سالی است عضو تیم تجارتخانه است یکی از اعضای تیم ملی فوتسال کشور هم می باشد. بازیکن مورد نظر هرمزگانی است و یکی از اعضای ثابت و موثر تجارتخانه ، که باعث موفقیت های زیادی نیز شده است.

دو هفته مرخصی‌م تموم بو...

امروز روز اول کاری‌م بعد از دو هفته مرخصی حسابی بود. مرخصی به‌جا و پر خیر و برکتی بود. حالا توپ توپم!!!

پارچه سبز

کنار کیوسک تلفن منتظرش بودم. یک زن با بچه‌ای در بغل هم کنار من ایستاده بود. از قیافه در هم زن معلوم بود  زیاد حال خوشی ندارد. ناگهان پارچه سبزی که به بازوی پسر بچه بسته شده بود نظرم را جلب کرد. ته دل خوشحال شدم که زنی در این سطح هم به فکر جامعه و کشورش است. نگاهی به ساعت موبایلم کردم، نیم ساعت از وقت قرارم می‌گذشت و او هنوز نیامده بود. بچه هی نق می‌زد . انگار چیزی را از مادرش می‌خواست. مادر با نگاه تندش کودک را چند ثانیه‌ای ساکت نگه می‌داشت. اما بچه بسیار بی‌قراری کرد و از الاف شدن کنار خیابان خسته شده بود. اما به نظر می‌آمد زن منتظر کسی است. غر زدن‌های پی‌در‌پی کودک منجر به عصبانیت مادر شد و مادر بی‌رحمانه کودکش را زیر پا کرد و حسابی کتک‌اش زد. دست کودکش را گرفت و کمی جابه‌جا شد.آنکه منتظرش بودم رسید. وقتی خواستیم حرکت کنیم پارچه سبز بازوی کودک را دیدم که پاره شده بود و روی زمین افتاده بود. پارچه را برداشتم. چیزی داخل پارچه جا سازی شده بود. فورا بازش کردم یک تکه کاغذ بود که با خط عربی رویش نوشته شده بود. دوستم گفت: دعا است...احتمالا از دست کسی افتاده...

۵ استاد در پنجره ای بسته!

کارگردان: استاد احمد حبیب‌زاده

نویسنده: استاد علی رضایی

دکور: استاد رامین پریش

سپاس از : استاد حسین پریش                  استاد سیروس کهوری‌نژاد

نمایش پنجره که چند روزی است به صورت رایگان در سالن فرهنگ فرهنگ‌سرای طوبا به اجرا درآمده کاری از احمد حبیب‌زاده رییس انجمن نمایش استان هرمزگان است.

یکی از دوستانی که قبلا قرار همکاری با این گروه را داشت می‌گفت:این نمایش حاصل 6 ماه تمرین کردن است.

1ـ نمایشنامه: از علی رضایی که ادبیات نمایشی را خوب می‌شناسد بعید بود همچنین متنی هم در خورجین دست‌نوشته‌هایش باشد. تئاتری بدون کنش و واکنش، و پرداخت به موضوعی که همه مردم پایانش را می‌دانند، بدون نمایش کردن موضوع، یعنی ر... به تئاتر و هنر نمایشی! اصول اولیه نمایشنامه نویسی هم در این کار رعایت نشده بود.

۲ـ کارگردانی: کارگردان اما برخی از اصول صحنه را واضح به نمایش گذاشته بود. مثلا ایستادن به روی سن، یا چرخش در نمایش! این حرکات را بازیگران درست انجام می‌دادن، و گاهی اوقات هم نگاهی به پاهایشان می‌کردند تا مبادا  ایستادن‌شان مطابق با آن ایستی تئاتری نباشد.

حرکات گوشزد شده آنقدر با دو دلی و شک توسط بازیگران انجام می‌شد،که انگار کارگردان با خط کش بالای سر بازیگران ایستاده تا کسی قدمی اشتباه نگذارد و میزانی را نامیزان نکند!

میزان‌سن‌های خطی و تخت، میزان‌های تکراری و غیر مفید، حرکات نتراشیده و خام، کار را در سطح یک تئاتر دانش آموزی نشان می‌داد، اما بازیگران ریش سفید و ریش سیاه صحنه، به تو می‌گفتند که نمایش حرفه‌ای باید باشد!!!

۳ـ بازیگری: بازیگران نمایش پنجره غیر از یکی دو تا آنقدر مبتدی بازی می‌کردند که نمی‌شود در مورد بازیگران‌شان صحبتی کرد. 

4_ دکور : با آنکه زیبا و جادار بود!  اما در پیشبرد نمایش نقش موثری نداشت. یکی از ضعف‌های دکور آن بود که بسیار نو تمیز بود، اما نگاه ظریف سازنده‌اش جای بحث داشت.

حالا اگر کسی خارج از استان به این شهر بیاید و اتفاقی هوس دیدن نمایش بکند و نمایش پنجره که پنج استاد، در بروی صحنه رفتن آن دخیل هستند را ببیند، با خودش چه می‌گوید؟!

 

 

دعوت به همکاری

گروه نمایش تئاتر کارگاه قصد دارد چاپ گاهنامه خود را این بار به همراه صفحه مجازی خبری و تحلیلی از سر بگیرد. وبلاگی به نام تئاتر کارگاه راه اندازی  می‌شود که شامل اخبار  و گزارش‌هایی تحلیلی مربوط به نمایش شهر بندرعباس و استان هرمزگان می‌باشد. از این رو، دوستانی که مایل به همکاری هستند می توانند مطالب و تصاویر نمایشی را به آدرسkargahtaatr@yahoo.com ارسال نمایند تا همشهریانی که  پیگیر مسائل مربوط به نمایش هستند بتوانند از این صفحه مجازی به عنوان پایگاهی خبری استفاده نمایند. لازم به ذکر است دوستان می توانند نمایشنامه های قدیمی که در دست دارند و مربوط به استان هرمزگان می باشد را ارسال کنند تا آرشیو نمایشنامه ای را هم با کمک همدیگر دست و پا کنیم.


شعری از شاملو

نمی خواستم نام چنگیز را بدانم
نمی خواستم نام نادر را بدانم
نام شاهان را
محمد خواجه و تیمور لنگ ،
نام خفت دهند‌ه‌گان را نمی خواستم و
خفت چشنده‌گان را.

می خواستم نام تو را بدانم
و تنها نامی را که می خواستم
ندانستم.

ماه مهر

 

ماه مهر امسال برعکس چیزی که در سال‌های پیش بوده، ماه سرنوشت سازی برای من است. هیچ گاه ماه مهر را دوست نداشته‌ام، اما مهرماه امسال می‌تواند نظرم را تا آخر عمر نسبت به این ماه عوض کند. یا همیشه از این ماه متنفر شوم یا تبدیل به ماه دوست داشتنی‌ام شود. فکر می‌کنم هر انسانی یک ماه  بخصوص را دوست دارد و از یک ماه نیز بیزار است. شما چه؟ آیا شما هم ماه‌ی را دوست دارید؟

سفر

از راه‌های دور

خسته ومسلول 

                        وارد من شد

کنار عکس‌های جوانی‌ام نشست

و دفترم عمرم را

                     ورق از نو زد

آری

مرگ در کنارم

چای آخرین تماشایم را نوش می‌کند...

مکبث زار پشت کوهی از بازخوانی فجر به سلامت گذشت

نمایش مکبث زار اثر ابراهیم پشت کوهی در بخش تجربه های نو جشنواره فجر پذیرفته شد. این نمایش به همراه 19 طرح ارائه شده به مرحله بازبینی راه یافت. ضمنا مکبث زار جزو پنج نمایش انتخاب شده از شهرستان ها می باشد.

خبر تکمیلی:

ایران تئاتر

ایلنا

مهر