
دیروز خلیل عمرانی در جلسه تودیعاش حرفهای جالبی زد و نیز احمد آخوندی در جلسه معارفهاش حرفهای حساب شده و دقیق:
عمرانی: من در هنگام ریاست سازمان آموزش و پرورش استان اصلا کار سیاسی نکردم.
عمرانی: من یه بچه دهاتیام که موفق شده معلم شود...
عمرانی: وقتی کلاس چهارم بودم در کلاس انشاء نوشتم که وقتی بزرگ شدم معلم میشوم و همهی دانش آموزان خندیدن...
عمرانی: وقتی به ریاست سازمان آموزش پرورش استان هرمزگان منصوب شدم همه میگفتند: این عمرانی را از دهات آوردن اینجا رئیس کردن...
عمرانی: من خودم هم سخت پیگیر بودم تا یه رئیس بومی جای من را بگیرد...
آخوندی: نه به خودم اجازه تنگ نظری میدهم نه اجازه میدهم کسی با تنگ نظری عرصه را بر دیگری تنگ کند.
اینجا بود که صدای کف زدن فرهنگیان هرمزگان بلند شد.
امروز روز اول کاریم بعد از دو هفته مرخصی حسابی بود. مرخصی بهجا و پر خیر و برکتی بود. حالا توپ توپم!!!
نویسنده: استاد علی رضایی
دکور: استاد رامین پریش
سپاس از : استاد حسین پریش استاد سیروس کهورینژاد
نمایش پنجره که چند روزی است به صورت رایگان در سالن فرهنگ فرهنگسرای طوبا به اجرا درآمده کاری از احمد حبیبزاده رییس انجمن نمایش استان هرمزگان است.
یکی از دوستانی که قبلا قرار همکاری با این گروه را داشت میگفت:این نمایش حاصل 6 ماه تمرین کردن است.
1ـ نمایشنامه: از علی رضایی که ادبیات نمایشی را خوب میشناسد بعید بود همچنین متنی هم در خورجین دستنوشتههایش باشد. تئاتری بدون کنش و واکنش، و پرداخت به موضوعی که همه مردم پایانش را میدانند، بدون نمایش کردن موضوع، یعنی ر... به تئاتر و هنر نمایشی! اصول اولیه نمایشنامه نویسی هم در این کار رعایت نشده بود.
۲ـ کارگردانی: کارگردان اما برخی از اصول صحنه را واضح به نمایش گذاشته بود. مثلا ایستادن به روی سن، یا چرخش در نمایش! این حرکات را بازیگران درست انجام میدادن، و گاهی اوقات هم نگاهی به پاهایشان میکردند تا مبادا ایستادنشان مطابق با آن ایستی تئاتری نباشد.
حرکات گوشزد شده آنقدر با دو دلی و شک توسط بازیگران انجام میشد،که انگار کارگردان با خط کش بالای سر بازیگران ایستاده تا کسی قدمی اشتباه نگذارد و میزانی را نامیزان نکند!
میزانسنهای خطی و تخت، میزانهای تکراری و غیر مفید، حرکات نتراشیده و خام، کار را در سطح یک تئاتر دانش آموزی نشان میداد، اما بازیگران ریش سفید و ریش سیاه صحنه، به تو میگفتند که نمایش حرفهای باید باشد!!!
۳ـ بازیگری: بازیگران نمایش پنجره غیر از یکی دو تا آنقدر مبتدی بازی میکردند که نمیشود در مورد بازیگرانشان صحبتی کرد.
4_ دکور : با آنکه زیبا و جادار بود! اما در پیشبرد نمایش نقش موثری نداشت. یکی از ضعفهای دکور آن بود که بسیار نو تمیز بود، اما نگاه ظریف سازندهاش جای بحث داشت.
حالا اگر کسی خارج از استان به این شهر بیاید و اتفاقی هوس دیدن نمایش بکند و نمایش پنجره که پنج استاد، در بروی صحنه رفتن آن دخیل هستند را ببیند، با خودش چه میگوید؟!
گروه نمایش تئاتر کارگاه قصد دارد چاپ گاهنامه خود را این بار به همراه صفحه مجازی خبری و تحلیلی از سر بگیرد. وبلاگی به نام تئاتر کارگاه راه اندازی میشود که شامل اخبار و گزارشهایی تحلیلی مربوط به نمایش شهر بندرعباس و استان هرمزگان میباشد. از این رو، دوستانی که مایل به همکاری هستند می توانند مطالب و تصاویر نمایشی را به آدرسkargahtaatr@yahoo.com ارسال نمایند تا همشهریانی که پیگیر مسائل مربوط به نمایش هستند بتوانند از این صفحه مجازی به عنوان پایگاهی خبری استفاده نمایند. لازم به ذکر است دوستان می توانند نمایشنامه های قدیمی که در دست دارند و مربوط به استان هرمزگان می باشد را ارسال کنند تا آرشیو نمایشنامه ای را هم با کمک همدیگر دست و پا کنیم.
نمی خواستم نام چنگیز را بدانم
نمی خواستم نام نادر را بدانم
نام شاهان را
محمد خواجه و تیمور لنگ ،
نام خفت دهندهگان را نمی خواستم و
خفت چشندهگان را.
می خواستم نام تو را بدانم
و تنها نامی را که می خواستم
ندانستم.

ماه مهر امسال برعکس چیزی که در سالهای پیش بوده، ماه سرنوشت سازی برای من است. هیچ گاه ماه مهر را دوست نداشتهام، اما مهرماه امسال میتواند نظرم را تا آخر عمر نسبت به این ماه عوض کند. یا همیشه از این ماه متنفر شوم یا تبدیل به ماه دوست داشتنیام شود. فکر میکنم هر انسانی یک ماه بخصوص را دوست دارد و از یک ماه نیز بیزار است. شما چه؟ آیا شما هم ماهی را دوست دارید؟
از راههای دور
خسته ومسلول
وارد من شد
کنار عکسهای جوانیام نشست
و دفترم عمرم را
ورق از نو زد
آری
مرگ در کنارم
چای آخرین تماشایم را نوش میکند...
نمایش مکبث زار اثر ابراهیم پشت کوهی در بخش تجربه های نو جشنواره فجر پذیرفته شد. این نمایش به همراه 19 طرح ارائه شده به مرحله بازبینی راه یافت. ضمنا مکبث زار جزو پنج نمایش انتخاب شده از شهرستان ها می باشد.
خبر تکمیلی: