بی خود نام گاوبندی را عوض کردند!

حجت‌الاسلام علی اکبر ناطق نوری (جمشیدی) رئیس بازرسی دفتر مقام معظم رهبری که چند روزی در هرمزگان به سر می برد در مراسم های مختلفی چون شورای اداری استان، افتتاح پروژه های عمرانی بندرعباس، دیدار با نخبگان استان هرمزگان و ...شرکت کرده بود. اظهارت وی در برخی جلسات جالب و در خور توجه است که در ادامه می خوانید: 


در خصوص مسئله گاوبندی یا پارسیان که نمی دانم چرا بی خودی نام آن عوض شده چون اسامی تاریخی باید بمانند و جزئی از تمدن و تاریخ ماست، بحث هایی داشته ایم و بنده قول داده ام این موضوع را پیگیری کنم تا با توجه به راه حل خوبی که پیشنهاد شده حفظ حقوق همه مورد توجه قرار گیرد.


بخشی از مسائل و مشکلات به دلیل شرایطی بوده که در کشور رخ داده و امیدواریم در دولت تدبیر و امید آن مشکلات رخ ندهد و همه باید مراقب باشیم و کمک کنیم که مشکلات بیشتری به وجود نیاید و آنچه به وجود آمده نیز رفع شود.



 دولت دکتر روحانی کشور را در این چنین شرایطی تحول گرفته که با بدهی، نزول قیمت نفت و خشکسالی و سایر مشکلات مواجه است که البته خداوند برای رفع آنها به ما کمک خواهد کرد اما باید شرایط را نیز بدانیم.


در استانی همچون مازندران و به خصوص در غرب آن یک وجب ساحل نداریم و تمام آن اشغال شده است و خوشحال شدم که حداقل در هرمزگان ساحل آن گونه خراب نشده است و در یک منطقه در بندرعباس اشغال ساحل را دیدم که اگر مسئولی در گذشته در این استان به خلاف مجوز سرمایه گذاری در آنجا را داده باید به هر شکلی است توافق صورت گیرد و جلوی آن کار اشتباه گرفته شود.


ناطق نوری یادآور کرد: در شرایط بحرانی ابتدای انقلاب کسانی که قبل از همه با ضد انقلاب برخورد می کردند مردم اهل سنت به خصوص در استان هایی همچون کردستان و سیستان و بلوچستان بودند و در جنگ نیز شهدای بسیاری از اهل سنت بوده اند و ما ذره ای نگرانی در این خصوص نداریم چون اهل سنت حافظان مرزها و امین ما هستند. انتصاب نیروهای اهل سنت در مناصب مدیریتی استان هرمزگان همدلی و وحدت خوبی را در استان هرمزگان به وجود آورده است.


 دریا و ساحل و ظرفیت های خوبی در این استان وجود دارد اما از اینکه ورزش های آبی هنوز به خوبی در آن راه نیفتاده تعجب کردم که می تواند اشتغال بسیاری هم ایجاد می کند و همچنین شرکت های بزرگ نیز باید از بخش ورزش حمایت کنند.




دکتر صالح محبی از دانشگاه هانوفر آلمان فارغ التحصیل شد

صالح محبی به تازگی در رشته دکترای بالینی علوم اعصاب و قاعده جمجمه از دانشکده پزشکی هانوفر فارغ التحصیل شده است. 

محبی تخصص گوش و حلق و بینی  اش را در ایران گرفته بود و چند سالی است که زیر نظر دکتر مجید سمیعی در شهر هانوفر آلمان مشغول به تحصیل می باشد. قرار است دکتر صالح محبی در مرکز جراحی جمجمه که زیر نظر پروفسور مجید سمیعی در تهران راه اندازی می شود  مشغول به کار شود. 


گفتنی است صالح محبی متولد 1354  گاوبندی هرمزگان است که در حوزه تالیف هم بسیار فعال می باشد؛ به طوری که مقالات زیادی از وی در نشریات بین المللی پزشکی به چاپ رسیده است. 

نقاشی های مشهور دنیا



مونالیزا لئوناردو داوینچی بین سال‌های 1503 تا 1519 این تابلو را کشیده و اکنون در موزه لوور پاریس نگهداری می‌شود 


شب پرستاره وینسنت ون گوگ این تابلو را از روی تصویر ذهنی خود کشیده و نمایی از آسایشگاهی است که او در آن زمان در آنجا بود

جیغ ادوارد مونک این تابلو را حدود سال 1893 کشید. گفته می‌شود که زمینه این تابلوی اکسپرسیونیستی اسلو در نروژ است

گِرنیکا پابلو پیکاسو  گرنیکا در واقع تابلویی ضد جنگ و نمادی برای صلح است


تداوم حافظه سالوادور دالی با الهام از نظریه نسبیت انیشتین این تابلو را کشید


دختری با گوشواره مروارید  یوهانس ورمر این تابلو  اکنون در موزه مائریتشویس در لاهه هلند نگه داشته می‌شود


11. نگهبان شب رامبرانت یک فرمانده نظامی و 17 محافظ او به رامبرانت سفارش دادند تا آن‌ها را نقاشی کند 


باربر گل دیگو ریورا به عنوان برترین نقاش مکزیکی قرن بیستم نام برده می‌شود


کافه تراس در شب ون گوگ در سال 1888 یک تصویر از زندگی روزمره مردم کشید. از نکات جالب این تابلو این است که او هیچ‌گاه این تابلو را امضا نکرد، اما به این کافه مشهور در چندین سند دیگر اشاره کرده بود. گفتنی است که نام این کافه اکنون به کافه ون گوگ تغییر کرده است. 


منبع: +



"9 دی" متوقف شد


دستور توقف هفته نامه «۹ دی»  امروز در جلسه هیأت نظارت بر مطبوعات صادر شد. به گزارش دبیرخانه هیات نظارت بر مطبوعات، در این جلسه گزارش‌های دبیرخانه هیأت درباره مطالب 12 رسانه اعم از نشریه، خبرگزار‌ی‌ و سایت‌ خبری بررسی و ضمن تذکر به دو رسانه درباره نشریه 9 دی به شرح زیر تصمیم‌گیری شد.

ین هفته نامه در مطلبی نوشته است: «... اما علاوه بر نقش‌آفرینی علی‌اکبر ولایتی برای ریاست جمهوری بدل آقای رفسنجانی، وی در ماجرای قطعنامه 598 هم در راستای سیاست آقای رفسنجانی و به سازش کشاندن امام و رزمندگان و تحمیل جام زهر به ایشان فعال بود...»

در مطلبی دیگر نیز نوشته است: «هر قدم ظریف، صد کیلوگرم ذخیره اورانیوم را نابود کرد.»

همچنین در مطلبی دیگر نوشته است: «زمانی که وزرایی با ثروت‌های چند صد میلیارد تومانی در دولت روحانی مشغول به کار شدند و فردی چون بیژن زنگنه که پرونده‌های مفاسد رسواکننده کرسنت و استات اویل به دوره وزارت او در دولت خاتمی بر می‌گردد، دوباره به سطح وزارت رسید، می‌شد حدس زد که بار دیگر دوره رونق مفاسد اقتصادی رسیده است...»

مطلب اول شائبه اهانت به امام راحل (ره) دارد. همچنین مطلب دوم، مغایر سیاست‌های هسته‌ای نظام در حوزه هسته‌ای و مصداق بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات تشخیص داده شد.

مطلب سوم نیز مصداق بندهای 8 و 11 ماده 6 قانون مطبوعات و سیاه‌نمایی شناخته شد و مقرر گردید به دلیل انتشار این مطالب و مطالب مشابه و همچنین بی‌توجهی به شش تذکر هیأت در یکسال گذشته، این نشریه، توقیف و پرونده آن به دادگاه ارجاع شود.

یادآور می‌شود مطابق تبصره 2 ماده 6 قانون مطبوعات، اصرار بر تخلف به لغو پروانه منجر می‌شود.

جلسه امروز هیأت نظارت بر مطبوعات با حضور همه اعضا برگزار شد.

بخشی از صحبت های زائری در برنامه «دیروز، امروز، فردا»"

محمدرضا زائری فرزند غلامعباس زائری استاندار و نماینده پیشین هرمزگان است که با سخنرانی های شبه روشنفکری اش در چند سال اخیر توانسته مخاطبان قابل توجهی بدست بیاورد. زائری کارشناس ارشد فلسفه می باشد که چندین کتاب با موضوعات مذهبی منتشر کرده است. بخشی از صحبت های او در برنامه "دیروز، امروز، فردا" شبکه سه سیما را در ادامه بخوانید:
  • دیروز ولنتاین بود، گزارشی داریم که دیروز افرادی به فروشگاه می‌رفتند و 4 میلیون تومان پول شکلات می‌دادند تا به دوست دختر یا دوست پسرشان هدیه کنند. باید دید در جامعه ما چه خبر است؟ در دوره اول مجلس، نمایندگان یک ریال هم خرج تبلیغات نمی‌کردند اما الان میلیاردی خرج می‌کنند، باید دید در جامعه چه خبر است؟ باید بپذیریم وزارت ارشاد مشکل نیست. مشکل مجوز دادن وزارت ارشاد به یک خواننده زن نیست. فرد می توانند آهنگ همان خواننده را در اینترنت گوش دهد. اتفاقات دارد در تبلیغات بازرگانی می‌افتد. 

  • بعضی چیزها به کروات و چفیه ربطی ندارد؛ اگر آدم تخصص نداشت به درد نمی خورد. وقتی من ماشینم خراب می‌شود و کنار خیابان با زن و بچه می‌ایستم و کسی کمکم نمی‌کند، دیگر فرقی ندارد او (آن متخصص) در ماشینش گوگوش گوش دهد یا حاج منصور ارضی.

  • پنجاه سال پیش اگر چیزی از تلویزیون گفته نمی‌شد، مردم آن را نمی‌فهمیدند نه الان. امروز دیگر این چیزها و پارازیت و فیلتر جواب نمی‌دهد. ما تا وقتی براساس دیدگاهی که قرن‌ها است، وجود دارد که حاکمیت با دستور خودش می‌تواند تاثیرگذار باشد، پیش می‌رویم، نمی‌توانیم تاثیرگذار باشیم.

  •  در اول انقلاب جریانی بود که مردم را به مسجد می‌کشاند ولی الان دیگر این جریان به دلایلی آن کشش را ندارد.

  •  زن جنایتکار در دادگاه‌ها با چادر است. به این توجه نداریم که گداها در خیابان با چادر هستند. مشکلات فرهنگی ما جای دیگری است. ما از آموزش و پرورش نگرانیم. با وجود این همه نگرانی در مورد آموزش‌ و پرورش ببینید بودجه‌اش چقدر است؟ بودجه انجمن‌اسلامی‌های دانش‌آموزی ما را بودجه نهادهای فرهنگی دیگر مقایسه کنید.


  •  مسئول فرهنگی که صبح تا شب در اتاق خودش هست و بولتن می‌خواند و هیچ ارتباطی با جامعه ندارد، چگونه می‌خواهد مشکلات فرهنگی را برطرف کند؟ متاسفانه مسئولی که نه نشریه منتشر کرده است، نه فیلم ساخته و نه هیچ کار فرهنگی دیگری انجام داده و خودش می‌گوید تمام هفته از اتاقش بیرون نمی‌رود، سرنوشت جامعه را در دست گرفته است.

  •  در زمینه فرهنگ امیدوارم همانطور که در علم نانو و علوم هسته‌ای پیشرفت کردیم در حوزه فرهنگ هم دکتر علی محمدی‌ و احمدی روشن‌هایی داریم که فرهنگ را پیش می‌برند. البته برای مقابله با انها دیگر ترورشان نمی‌کنند بلکه انقدر آنها را به مسائل حاشیه‌ای درگیر می‎کنند که تمام مسئله آنها مسائل حاشیه‌ای شود که آخر ماه دستمزد کارمندهایشان را چگونه بدهند و پول کاغذ از کجا بیاورند.


  •  رئیس جمهور آمریکا زمانی گفته بود که سرنوشت جامعه ما در کلاس‌های درس رقم می‌خورد. شما وضعیت آموزش و پرورش ما را ببینید. معلم باید حقوق کافی داشته باشد. طبق قوانین اسلام شهروند مومن باید با 8 ساعت کار بتواند زندگی‌اش را تامین کند تا بعد از آن سراغ دین، فرهنگ و خانواده برود اما زیرساخت‌های اقتصادی جامعه ما درست نیست و افراد باید 3 شیفت کار کنند و نمی‌تواند به قرآن و نماز فکر کند. 

  •  وقتی فساد و رشوه و ربا کل جامعه را گرفت، دیگر نمی‌توانم از موعظه حرف بزنم، موعظه اثری ندارد.


  • از یک طرف دزد آمده و خانه را می زند و ما اینگونه نشسته‎ایم. دختر در پارک است، پسر معتاد و بی کار است، سن فحشا امده پایین و ... بعد مسئول فرهنگی به من می‎گوید لبخند بزن. 




منبع: تابناک

تاکسی پناهی، خرس برلین را برد

هیأت داوران بخش مسابقه اصلی بین‌المللی جشنواره فیلم برلین به ریاست دارن آرونوفسکی، فیلم «تاکسی» جعفر پناهی محصول ایران را به عنوان برنده جایزه خرس طلایی بهترین فیلم که مهم‌ترین جایزه این جشنواره بین‌المللی است، معرفی کرد.

به گزارش سایت رسمی جشنواره فیلم برلین در مراسمی که شنبه شب در برلین برگزار شد، هیأت داوران بین‌المللی این جشنواره متشکل از دارن آرونوفسکی در مقام رئیس، دنیل برول، بونگ جون هو، مارتا دلارنتیس، کلودیا لوسا، اودری توتو و متیو واینر نام فیلم «تاکسی» ساخته جعفر پناهی از ایران را به عنوان برنده عالی‌ترین جایزه جشنواره فیلم برلین 2015 ، خرس طلایی، اعلام کردند.

گفتنی است: جعفر پناهی در مراسم اهدای جوایز جشنواره برلین حضور نداشت و خواهرزاده او، هانا جایزه خرس طلایی را دریافت کرد.

پسرک من

خنک چو لبخندی که در تنهایی 

نقش می بندد بر لبانت 

و آرام و زیر زیرکی روحت را سیقل می دهد 

بر تن خسته ام وزیدی 

با دستان کوچک اما مردانه ات سر انگشتان تردید را از من چیدی 

مرا دوباره به هیبت آن قامتی که بودم رساندی

پسرک من 

امید را با یاد گرفتن لبخند

با تکان دادن دست و پاهای کوچکت 

به غروب خسته ام آوردی 

تا به طلوع روشن تو  دل ببندم

 کفش دوباره ای بپوشم 

و 

گام های نخستین را با تو  تمرین کنم  


برای رامی / بهمن 93


مسابقه "الله اکبر" در چنین روزی

من از ابتدا تولد تا 30 سالگی در محله خواجه عطاء زندگی کرده ام. خواجه عطاء آن زمان مملو از خانه های قدیمی بود که اغلب راه پله های بزرگی به پشت بام داشت. در چنین روزی مرحوم قنبر حوتی خواجه عطایی، به پشت بام خانه اش میرفت و ندای "الله اکبر" سر می داد. حدود 10 تا 15 بار تنها، با آن صدای گیرای مردانه اش صدا می زد الله اکبر...الله اکبر ...الله اکبر ... و بعد از آن بود که مردم یکی یکی به بالای بام خانه هاشان می رفتند و  الله اکبر می گفتند و او را همراهی می کردند. در این شب ما بچه ها شور عجیبی داشتیم و به آیین "الله اکبر"مثل یک مسابقه سرنوشت ساز نگاه می کردیم. می بایست صدایت را از همه بالاتر می بردی تا پیروز  جنگ ندا ها باشی!

فردایش خوشحال از اینکه مدرسه تعطیل است به بازی کردن سپری می شد و پس فردایش همگی بچه ها با صدای گرفته به مدرسه می رفتیم و هیچ کس با هیچ کس حرفی نمی زد، چون هر چه فریاد بود شب 22 بهمن سر داده بودیم و حالا خالی تر از هر زمانی با کوله پشتی که مادر به پشت مان می بست، راهی کلاس های درس می شدیم...