از طرف دوست مفیدم سیاورشن به بازی وبلاگی دعوت شدم. قرار شده هفت کتاب مورد علاقه خود را بنویسم و طبق روال بازی هفت دوست وبلاگی دیگر را به این بازی دعوت کنم.
هفت کتاب
1: تفکر زائد محمد جعفر مصفا
2: سه برخوانی بهرام بیضائی
3: رهایی از دانستگی کریشنا مورتی
4: قلعه ی حیوانات جرج اورول
5: توپاز مارسل پانیول
6: باغ وحش شیشه ای تنسی ویلیامز
7: گوشت ذن استخوان ذن ( یادم نیست )
هفت دوست
خلیل درخور، گوج گنو ، کرامت بلالی ، گنجشکک اشی مشی ، دختلوک ، پیرمرد و دریا ، لاک پشت
هوای بندرعباس این آخر سالی بدجوری ۲ نفره شده ! آدم هوس چیزای عجیبی میکنه... مثلا من امروز خیلی هوس کتک خوردن کردم...
چند عکس از آب و هوای امروز بندرعباس و ایسین

ساعت ۱۲ ظهر امروز تریلی تانکر روی بلوار راه آهن بندرعباس در حال دنده عقب آمدن بود. اتومبیل پراید با ۵ سرنشین که ۴ نفرش زن بالغ و یکی دیگر کودکی ۱۰ ساله بود از پشت با تانکر برخورد میکند. ماشین زیر تریلی گیر میافتد. عدهای خیرخواه همراه پرسنل آتش نشانی با قیچی تکههای از ماشین را جدا میکنند تا بتوانند ماشین را بیرون بکشند. ۴ زن در دم کشته شدهاند و تنها بچه خردسال زنده مانده است. وقتی من به آنجا رسیدم ساعت ۵ عصر بود و هنوز خبری از آمبولانس نبود تا جنازهها را سردخانه برساند. مردم از دیدن صحنه آنقدر عصبانی بودند که هر مامور دولتی را که میدیدند سرش داد میزدند! عدهای میگفتند تا پول به حساب پزشک قانونی واریز نشود یا کسی تعهد پرداخت هزینهها را ندهد جنازهها همچنان روی زمین خواهند ماند.
لینک حقیقت نیوز + لینک در بالاترین +
ادامه عکسها در ادامه مطلب:

محسن آزادبخش بلوز را خوب درک میکند و بر همین اساس مهم است که این نوع موسیقی را خوب اجرا میکند. بلوز نیاز به فهمیدن دارد و محسن بخوبی این شاخصه را داراست. محسن خود را یک بلوزنواز و بلوزخوان میداند که گیتاری شبیه به گیتار بادیگای به دست میگیرد. خیلی از بچههای موسیقی هرمزگان طی این سالها سعی کرده اند موزیکی اجرا کنند که بلوز باشد اما شاید محسن این سبک موسیقی را بهتر از همهشان فهمیده باشد. کنسرت جمعه شب محسن آزادبخش و حسن اقبالی با استقبال آن چنانی روبرو نبود اما همان تعدادی که موفق به حضور در کنسرت شدند بیشک به هیجان آمدند و از موسیقی لذت بردند.
لینک های مرتبط: سیاورشن ، سامی حزنی ، سی سی یو سینما

این عکس مربوط به ساعت 15 روز پنج شنبه 6 اسفند ماهه...مردم شنیدن که عمو پورنگ برنامه ای در مرکز خلیج فارس داره...

عبدالمالک ریگی بامداد امروز توسط وزارت اطلاعات ایران دستگیر شد. او سرکرده گروه جندالله بود که در شرق ایران فعالیت میکرد و به نظر میآمد که مخالفتی بار رژیم دارد. او با فیلمهایی مستندی که از بیرحمیای خود منتشر کرده بود باعث رعب و وحشت شدیدی در میان مردم کشور خصوصا استانهای شرقی شده بود. به گفتهی یکی از هم استانیهایش که مدعی بود همسایه وی بوده است...ریگی از سنین نوجوانی در بازار معروفی به نام "رسولی" واقع در زادگاهش مشغول به کار بوده و بعدها به دلیل تعصبات مذهبی گروه جندالله را تشکیل میدهد و در ادامه دست به جنایت میزند. تا جایی که شهرت جهانی کسب میکند و حکومت ایران را با مشکلاتی مواجه میکند.
ادامه مطلب ...یکی از پروژههایی عجیبی که در دهه فجر به عنوان دستآوردهای دولت روباناش قیچی شد لولهکشی ساختمانی در بندر خمیر بود. ساختمان نیمهکاره که فقط لولهکشی آباش انجام گرفته بود،توسط معاون استاندار و همراهانش افتتاح شد.





هر جشنوارهای شرکت کند جوایزش را درو میکند! همیشه میداند کی و کجا چه کند! از همان آغاز راه که با نمایش"وقتی ما برمیگردیم دو پای آویزان مانده است" خود را در سطح اول کشور مطرح کرد تا نمایش"حقیقت العشق فی برهوت المعرفت" که تقریبا در همه بخشش صاحب رتبه شد ! اینها همه نشانههای یک پدیده بود که هم تماشاگرش را راضی میکرد و هم داوران و منتقدان! هر هنرمندی در استان حداقل چندین بار به نیکی نام او را بر زبان آورده . تاثیر او بر هنر نمایش در هرمزگان انکار ناپذیر است. همیشه انتظار داریم از او نمایش خوبی ببینیم و هر وقت برای دیدن کاری از او می رویم انگار همه حواس پنچ گانهمان برای یک نمایش خوب محیا میشوند. گویی کسی جرات دیدن نقص در کارش را ندارد. او حالا در آستانه 33 سالگی است و تئاتری برای جشنواره بیست و هشتم فجر دارد. "تنها سگ اولی می داند چرا پارس میکند مکبث" آخرین نمایش است که هم کارگردانی و هم نویسندگیاش را برعهده داشته. به جز سه بازیگری که عضو گروه تیتووک هستند بقیه بازیگران هم سابقه همکاری با وی را داشتهاند. نورپرداز حرفه ای شهر،گریمور کار بلد،طراح لباس خلاق،موسیقی آنچنانی و غیره دست به دست او دادهاند تا آبروداری تئاتر استان در جشنواره تئاتر فجر را بر عهده بگیرد.
پایان بخش اول
لینک مرتبط +