X
تبلیغات
نماشا
رایتل

امروز یک سالگی جغد بندری است. تا قبل از این یک سال چیزی از اینترنت و وبلاگ نمی‌فهمیدم، البته الان هم چیز زیادی نمی‌فهمم فقط تا این حد که می‌بینین... در طول این یک سال زندگی‌ام عوض شده، دیگر اتاقک سرد ارث پدریم تمام شد و من آن را به دست مستاجری دادم که هیچ از اتاقک سرد ارث پدریم نمی‌داند. الان که این نوشته‌ها را می‌نویسم تمام موی تنم سیخ شده است و مانند عاشقی که معشوقه‌اش را بدستان خودش کشته عذاب وجدان دارم. بی‌خودی‌های دوست داشتنی‌ام، بی‌خیالی ذاتی‌ام ، عشق سفر با موتورم و همه‌ی دوست داشتنی‌هایم از من فاصله گرفته‌اند. در طول این یک سال وبلاگی خیلی چیزها را از دست دادم و خیلی چیزها را به دست آوردم. نمی‌دانم آن‌هایی که از دستشان دادم بهتر بودند یا آنهایی که تازه بدست آورده‌ام. البته چندان مهم نیست... خیلی از دوستان طی این یک سال به من کمک کردن و چیزایی درباره وبلاگ‌نویسی به من آموختن. اول دوستی بود که صاحب وبلاگ کهره‌وار بود. اون اولین کسی بود که منو تشویق به وبلاگ‌نویسی کرد. بعد پسر داییم این وبلاگ رو برام ثبت کرد. جناب حسن بردال کمک کرد و بعضی چیزا رو یادم داد. مثلا اینکه چه طوری چیزی رو تو وبلاگ لینک بدم. جناب عبدالحسین رضوانی آپلود کردن رو یادم دادن و چند چیزی دیگه که الان حضور ذهن ندارم. جناب سیاورشن هم‌چنین، این قالب رو برام طراحی کردن که جا داره همین جا ازش تشکر و قدردانی کنم. البته سیاورشن عزیز کمک‌های زیادی به بنده داشتن و طی این مدت که با هم آشنا شدیم چیزهای زیادی ازش یاد گرفتم. جناب محمد ذاکری که استاد هستند و من با نوشته‌های ایشان دلگرم برای نوشتن می‌شدم و دلم می‌خواست که من هم بتوانم روزی بنویسم. خلاصه از همه‌ی دوستانی که کمک کردن تا این وبلاگ یک ساله بشود متشکرم. همه‌ی دوستانی که با نظر دادن‌شون منو دل گرم به نوشتن کردن و ماندن.