X
تبلیغات
رایتل

هما جمشیدی فعالیت هنری اش را با تئاتر آغاز کرد. خوب به خاطر دارم زمانی که دانش آموز بود در یک نمایش نقش یک شیرین عقل با نمک را بازی می کرد. بعد از آن با نمایش "گرمازده "به کارگردانی رضا جوشعار در جشنواره استانی حضور پیدا کرد و در کنار بازیگران مطرح استان ایستاد و جایزه بازیگری را از دستان پرویز پورحسینی دریافت کرد. همه ی کسانی که نمایش را دیده بودند از هما به عنوان یک پدیده در بازیگری یاد کردند...

اما هما اکنون معلم است و در یکی از هنرستان های میناب، گرافیگ و مبانی هنرهای تجسمی تدریس می کند. پدیده بازیگری در آن سالها با اینکه از تئاتر دور نمانده اما سهمش در تئاتر تنها طراحی پوستر و بروشور نمایش است اما در رشته تجسمی حالا او یک طراح و نقاش جوان است که در استان حرفی برای گفتن دارد.

"حیاط خانه ما تنهاست" اولین نمایشگاه انفرادی این هنرمند است که از 7 تا 9 خرداد در فرهنگسرای طوبای بندرعباس برپا می شود. "حیاط خانه ما تنهاست" با 50 اثر که با تکنیک اکرولیک کار شده به موضوع زن معاصر  می پردازد. مراسم افتتاح "حیاط خانه ما تنهاست" روز هفتم خرداد، ساعت هجده با حضور هنرمندان استان برگزار می شود.


واقعیتش اینه که من برای خودم یک سری دلایل دارم که فوتبال ایران رو کم دنبال می کنم، مگه اینکه بازی مهم و حساسی باشه که به دلیل حساسیت و اهمیتش بشینم و ببینم. اما به دلیل کاری که دارم بازی های تیم آلومینیوم هرمزگان که اولین تجربه لیگ برتری شو داره طی می کنه از نزدیک دنبال می کنم. دیروز عصر از مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران، تیم آلومینیوم هرمزگان با ملوان بندرانزلی مسابقه داشتند که من 5 دقیقه دیر رسیدم. وقتی داشتم به ورزشگاه وارد شدم شنیدم که گوینده ورزشگاه گفت: زننده اولین گل آلومینیوم: رضا ناصحی...
برام جالب بود که این تیم خیلی زود به گل دست پیدا کرده. با اشتیاق بیشتری بازی رو دنبال کردم. تا آلومینیوم گل مساوی رو خرد. بعدش دوباره تیم آلومینیوم گل زد و شادی تماشاگران را عکاسی کردیم. اما دقایق آخر بازی بود که تیم ملوان گل مساوی رو زد و بازی دو به دو شد. تا حالا اینقدر دلم نخواسته بود که آلومینیوم در یه بازی برد بیاره. داور وقت اضافه نیمه دوم را نشان داد: 5 دقیقه
دقایق آخر بازی بود که تیم آلومینیوم گل پیروزی رو زد و من چنان شوقی داشتم که خودم هم تعجب کرده بود. برد شیرینی بود که هرمزگانی ها را  به ماندن در لیگ برتر فوتبال ایران امیدوار کرد.


سال نو رو به همه‌ی مردم ایران مخصوصن هرمزگانی‌های عزیز تبریک می‌گم. امیدوارم سال پیش رو یعنی سال 1392 شمسی سال باشه که بعدها توی تاریخ اسمشو زیاد ببریم. البته منظورم این نیست که به بدی از این سال یاد کنیم! منظورم اینه که اتفاق‌های خوب این سال زیاد باشه، مگه چیه؟! آرزوی اتفاقای خوب که چیز بدی نیست، هست؟ مثل اتفاق خوبی که سال 1789 در فرانسه افتاد.
به هر حال امیدوارم حال‌مان همچنان که خوب است خوب‌تر هم بشود... آمین


دیشب محسن قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز کشور برای شرکت در همایش تجلیل از فعالان کانون های مساجد هرمزگان در بندرعباس بود. او ماموریت داشت تا اندیشه ی جوانان مسجدی که بیش از 200 خواهر و حدود 300 برادر بودند را به اهداف خاصی مثل نماز و قرآن متمرکز کند. در بین حرف هایش چند جمله عجیب و غریب بود که ابتدا از همه ی خوانندگان این پست عذرخواهی می کنم و در ادامه آنها را می نویسم.او در جایی از صحبت هایش که می خواست به توانایی های کانون فرهنگی مساجد در کشور اشاره کند گفت:
- کانون های فرهنگی باید از خودشان جوهر نشان دهند و روی پای خودشان استوار باشند و نیازی به کمک های دولت نداشته باشند. البته اگر برخی اوقات از این کمک ها استفاده کنند هم خیلی بد نیست. مثل این می ماند که کسی به یک نیزه تکیه بزند، تکیه دادن به نیزه شاید درد داشته باشد اما آسیب جدی به شما وارد نمی کند. اما نمی شود روی نیزه نشست چون پاره می شود...پس جوانان، اگر روی نیزه بنشینی چه می شوی؟!
جوانان با صدای بلند و یکپارچه: پاره می شوی...

-
در جایی دیگر به کتاب های غیر از قرآن اشاره ای داشت و گفت: کتاب مثنوی خوبه اما در برخی جاها کج میره...مثلن بحث موسا و شبان. شبان از همه جا بی خبر به خدا می گه بیا تا زلف ت رو شونه کنم. بیا تا چارقد سرت کنم و دستت رو ببوسم...بعد هم که پیغمبر خدا با او برخورد می کنه از طرف خدا وحی میاد به موسا که چرا دل بنده ی ما رو سوزندی، خب به درک که دلش سوخته...هر چیزی یه قاعده ای داره همین جوری الکی که نمیشه عبادت کرد.

- بودجه های فرهنگی کشور فقط باید صرف دو چیز بشه. اول ازدواج دوم نماز. یعنی چی این هنرآ...یارو داره تمبک می زنه می گن هنر!  ول کنین این هنرا رو ...


سه روز پیش قرار بود محمود احمدی نژاد برای افتتاح بزرگ‌ترین کارخانه NGL در جزیره سیری حضور داشته باشد. جزیره سیری جزیره ی صنعتی نظامی است که نزدیک به 16 کیلومتر مربع وسعت دارد و یکی از جزایر زیبای هرمزگان محسوب میشود. بالاخره هواپیمای رئیس جمهور در فرودگاه کوچک سیری نشست و همه ی کارکنان پالایشگاه در محل افتتاح پروژه جمع شده بودند تا دیداری با رئیس جمهور کشور داشته باشند. وفتی احمدی نژاد از کارخانه ی پالایش بازید می کرد یکی از کارکنان جوان با صدای بلند فریاد زد: "زنده باد بهار" ... رئیس جمهور ایستاد و همه ی هیئت بازید کننده همراه او ایستادند. احمدی نژاد با لبخندی از رضایت در میان انبوه کارکنان صدای مورد نظر را جستجو می کرد. جوان وقتی دید همه ی کاروان به خاطر این جمله ایستادند دوباره فریاد زد: زنده باد بهار...
احمدی نژاد به آن جوان اشاره کرد که نزدیک شود و وقتی جوان نزدیک شده رئیس جمهور او را در آغوش گرفت و سخت فشرد! البته فشارش بیشتر جنبه ی ابراز علاقه داشت اما چشم آن جوان نفتی از حدقه بیرون آمد. همه از این حرکت رئیس جمهور تعجب کردند اما آنهایی که بیشتر رئیس جمهور کشورشان را می شناختند می دانستند که او چقدر مردم کشورش را دوست دارد و آنها را فشار می دهد...
اندر حکایت زنده باد بهار[لینک]


بعد از اینکه سامانه پیام کوتاه در کشور باب شد حالا همه ی اداره ها انجمن ها و نهادها، سامانه پیامکی دارند تا اخبار و اطلاع جدید خود را کاربرانشان به اشتراک بگذارند.

دیروز پیام جالبی دریافت کردم که در ادامه عین مطلب برای تان می نویسم: 

اداره ی کل بنادر و دریانوردی استان هرمزگان بعنوان دستگاه برتر در امر گسترش فریضه الهی نماز معرفی شد. ادامه خبر...در سایت shahidrajaeeport.pmo.ir  روابط عمومی اداره کل بنادر و دریانوردی هرمزگان


لارا: شک و تردیدای تو در مورد دخترمون کاملن بی پایه و اساسن استریندبرگ... دستتو بده به من عزیزم...

استریندبرگ:[در حالی که بغض کرده] دستم؟! ....دستم که تو از پشت بستی لارا... ![گریه می کند]  نرمی شال تو رو  دهنم حس می کنم...مثل آغوش گرم لطیفه، و مثل موهات وقتی که جوون بودی بوی وانیل میده... لارا !  ...عادت مون بود توی جنگل های غوشه قدم بزنیم...فکر شو بکن، اون موقعا زندگی چقدر قشنگ بود...تو نمی خواستی زندگی مون اینجوری بشه ...من ام نمی خواستم، اما شد!

.

.

.

پی نوشت: "خانواده استریندبرگ" اثر جدید گروه تئاتر کارگاه بندرعباس است که بر اساس نمایشنامه پدر اگوست استریندبرگ و به کارگردانی مجید جمشیدی، ماه آینده به روی صحنه خواهد رفت. در این نمایش بازیگرانی چون مجید کشاورز، مجید سرنی زاده، مجید بشکال، راضیه ذاکری، رحیمه ایرانمنش، مسعود ملایی و سارا حصاری بازی می کنند. دراماتورژ و طراح صحنه مجید سرنی زاده، طراحی لباس علی ادیبی، طراح پوستر: علی اصغر شعبانی، انتخاب موسیقی: ناصر منتظری، منشی صحنه: راحیل احمدی پور و گریمور این نمایش عزیز سمائی است.

اگر چه امسال در جشنواره تئاتر فجر به هیچ یک از نمایش های هرمزگانی حاضر در جشنواره جایزه ای تعلق نگرفت اما سایه  تئاتر هرمزگان بر پیکر هنر نمایش پایتخت سنگینی می کرد. "کهربا در زنبیل" - "مثل آب برای شکلات" - " کشف برای زنده ماندن در حصار بی حس مرده" - "من خدا را دوست دارم" نمایش هایی بودند که بسیار خوب دیده شدند. ابراهیم پشتکوهی کارگردان مطرح هرمزگان با نمایش "مثل آب برای شکلات" یکی از پر مخاطب ترین نمایش های جشنواره سی و یکم فجر را به روی صحنه برد. هر چند که عوامل مختلفی باعث این حضور پر شور شده بود اما به راحتی نمی توان از کنار قابلیت های "مثل آب برای شکلات" در جشنواره فجر گذشت. این نمایش خیلی از مخاطبان جدی تئاتر را نزدیک به 100 دقیقه سر پا نگاه داشت. تالار چهار سو ظرفیتش تمام شده بود و تماشاگران مشتاق پس از مشاهده صندلی های پر به راهروی سالن، کف زمین و هر جایی که قابلیت تماشا را داشت هجوم آوردند و این نمایش را دیدند. فکر می کنم رویا نونهالی تنها ضعف کار بود. او هنوز مهیای حضور در "مثل آب برای شکلات" پشتکوهی نشده بود. اما باقی بازیگران بسیار روان و تاثیرگذار نقش ایفا کردند. آنهایی که در اجرای پیشین نمایش نمره ی قبولی نداشتند در سالن چهار سوی تئاتر شهر حضور قابل دفاعی داشتند. فکر می کنم وقت آن رسیده که مرکز هنرهای نمایشی  تجدید نظری در برخورد با نمایش های هرمزگان داشته باشد و روی این ظرفیت کلان نمایشی  کشور سرمایه گذاری جدی کند.


ششم بهمن سال 88 سارا دختر برادر بزرگم هادی متولد شد. بعد از سه روز یعنی 9 بهمن 88 نگار دختر یکی دیگر از برادران بزرگم متولد شد. از آن روز سه سال گذشته و من روز به روز بزرگ شدنشان را می دیدم. حالا می شود با آنها حرف زد، شوخی کرد و بستنی خورد. هر دو دخترهای شیرینی هستند که اگه چند روز نبینم شان، حسابی دلتنگ می شوم. شش بهمن سالروز تولد سارا را جشن گرفتند و من بدلیل مشکلاتی که داشتم نتوانستم در جشن حضور داشته باشم، جشن تولد نگار هم نمی توانم حضور داشته باشم. هدیه من طبق معمول عکس است. اما این بار در این صفحه مجازی...

تولدت مبارک سارا

تولدت مبارگ نگار

عکس ها را در ادامه مطلب ببینید

ادامه مطلب ...

 

پایگاه اطلاع رسانی  هاشمی رفسنجانی سخنرانی وی را بعد از پذیرش قطعنامه 598 سال 1367 در جمع فرماندهان سپاه با عنوان "انقلابی واقعی کیست" را روی صفحه اولش منتشر کرده که تحلیل گران مسائل ایران، این سخنرانی را حاوی پیام سیاسی می دانند. از آنجایی که خیلی ها هاشمی رفسنجانی را جز چند سیاستمدار تاثیرگذار امروز ایران می دانند، این پیام اهمیت ویژه ای دارد. بحران روز کشور، شرایط سخت تحریم ها و انتخابات ریاست جمهوری که نزدیک است و احتمال مناقشه بین احزاب سیاسی زیاد!  

گوشه های از سخنرانی را در ادامه می خوانید:  

هر کسی نمی تواند به معنای کامل کلمه انقلابی باشد آنها که فکر می کنند با کله شقی و یکدندگی باید هر حرفی را  زدیم تا قیامت پای آن بایستیم ، آنها که در عین مشاهده حق می گویند نباید از حرف خود بازگردیم  اینها  نه تنها انقلابی نیستند که عین مظاهر ارتجاع و تعصب جاهلی هستند ... 

انقلابی گری کلّه شقی متحجرانه نیست تحول پذیری منطقی است ، انسان انقلابی مقتدر است امّا جمود ندارد ، تعصب ندارد. وقتی حق را تشخیص داد - حتی خلاف نظرش- در مقابل حق خاضع است و می پذیرد این بهترین مصداق انقلابی گری است که امروز امام ما آن را به منصه ظهور رساندند...  

این تغییر نظر امام  بی سابقه است، مفسران نمونه اش را در تاریخ شاید نتوانند پیدا کنند ولی این اوج انقلابی گری است و باید روی این نکته کارکرد باید روی این نکته تحلیل داد...


لینک خبر: +