X
تبلیغات
رایتل


نمایش " پیتزا گوشت " به نویسندگی سعید موحدی و کارگردانی کورش سلمانی،

بازیگران : کورش سلمانی، رضا فتحی مقدم، ام‌البنین جایباش، مونا سلیمانی

اجرا شده در جشنواره بیست و چهارم تئاتر استانی. آمفی تئاتر بستک

 به قصد شرکت در یک رویداد دراماتیک آمده‌ایم پس خیالمان را به آنها وام می‌دهیم.

خلاصه نمایش:

پسر در یک مهمانی چشم بسته خواهرش را مورد تجاوز قرار می‌دهد ، سپس آن را قطعه قطعه می‌کند و با گوشت خواهرش پیتزا گوشت درست کرده و در یک ضیافت به اتفاق پدر و مادرش پیتزا را صرف می‌کنند.

طرح یا نمایشنامه در نقد دنیای مدرن نوشته شده است. نمایشنامه هم در روایت و هم اجرا در ابتدای کار در موقعیتی که پسر عمل پیاز خوردن را انجام می‌دهد ، هرچه سعی می‌کند بو از دستش و اسانس از فضا و اشک از چشمش دور نمی‌شود .  این یادآور پاک نشدن خون از دست "لیدی مکبث" است . این شباهت موضوع قتل و اینکه چه کسی قتل را انجام داده را آشکار می‌سازد . صحنه بعد با ورود پدر و مادر با گفتن جمله « سه روزه که خواهرت گم شده» موضوعی که باعث تعلیق نمایش شده بود به سادگی عیان می‌شود . روایت داستان برای تماشاگر تمام می‌شود و نمایش به عنوان طرح باقی می‌ماند . دیالوگ‌های کاراکتر پسر و مادر گاهی شاعرانه می‌شود که این شاعرانگی می‌تواند ؛ شاید با این توجیه که پسر شاعر است ،گفته شود. اما شاعرانگی در این نوع اجرا از لحاظ اجرایی ضعف به حساب می‌آید و در راستای ارتباط با مخاطب اجرا را دچار مشکل می‌کند.


نمایش پیتزا گوشت فاقد شخصیت است اما این نکته کاستی محسوب نمی‌شود هنگامی که ما عناصری را حذف می‌کنیم باید جانشین برای آن بیابیم طرح یا رویداد داستانی, جانشین مناسبی برای عنصر شخصیت است. ارسطو،طرح را به عنوان مهمترین عنصر درام بر می‌شمارد و شخصیت بازی را تابع آن می‌داند.(اورلی هدلتن) در تفسیر اندیشه ارسطو می‌نویسد ؛ « ارسطو اذعان دارد که نمایش بدون شخصیت ممکن است و در واقع نمایش‌های عصر وی بدون شخصیت نمایش بود . بدیهی است که مراد وی، این نیست که نمایش بدون آدم ممکن است ؛ زیرا انجام فعل مستلزم فاعل است . به نظر می‌رسد که از دیدگاه نمایشنامه نویسی ، دو شیوه برخورد درباره وجود افراد در یک نمایش وجود دارد. یک شیوه آن است که مردم را صرفاً به عنوان اشیاء یا ابزار لازم برای انجام یک عمل و یا نشان دادن موضوعی در نظر می‌گیریم . به عنوان مثال یک داستان اسرارآمیز ، صرفاً مستلزم وجود یک کاراکتر ، یک قربانی و گروه افراد مظنون است که یکی از آن میان قاتل است و برای انجام عمل پیگرد و کشف قاتل ، نیازی به پرداخت بیشتر عوامل فوق نیست. واقع آن است که در بسیاری از داستان‌های اسرارآمیز به نظر می‌رسد که شخصیت‌ها کما بیش قابل معاوضه باشند. ...ارسطو چنین نمایش‌هایی را نمایش بدون شخصیت می‌خواند.

( مقدمه ای بر تئاتر ؛ آیینه طبیعت ، صص 78 و 77)


در نمایش " پیتزا گوشت" رویدادهایی که بتوانند موقعیت‌های نمایش را ایجاد نمایند بسیار اندک هستند و تماشاگر تنها بخشی از رفتارهای اشخاص بازی را مشاهده می‌کند و این نکته باعث می‌شود اشخاص بازی حتی تا اندازه‌ی یک تیپ نمایشی رشد نکند و این نکته به نمایش آسیب می‌رساند و باعث می‌شود تا نمایش در فرازهایی به اثری کسالت بار تبدیل شود. چنان چه اشاره شد نمایش فاقد شخصیت است؛ اما طرح داستانی نمایش نیز این بضاعت را ندارد تا با ترسیم رویدادهای نمایشی بر اثر انسجام ببخشد . تنها عنصری که نمایش " پیتزا گوشت" را به انسجام می‌رساند حضور یک طراحی صحنه فنی است. طراحی صحنه هم فضا ساز و هم کاربردی است . آکسوسوار با توجه به تم و مود و رنگ کار  به درستی انتخاب شده است.از ابتدای نمایش تماشاگر درصدد آن است تا دریابد دریافت تازه چیست و چه تأثیری بر وی می‌گذارد . این انتظار بر اساس نوع شکل اجرایی در تماشاگر پدید می‌آید و تعلیق نمایش را ایجاد می‌کند . کارگردان برای شکل گیری نمایش تنها به ابزار صحنه توجه کرده است و طراحی صحنه را در خدمت اجرا به کار می‌برد و توهم پیتزا گوشت را برای تماشاگر پدید می‌آرود.


نگاشتن پیرامون نقد و داوری بازیگران نمایش کار چندان آسانی نمی‌تواند باشد. تفکر انسان را به چالش بر نمی‌انگیزانند و از سوی دیگر مانند تیپ‌های دراماتیک فاقد ویژگی‌های عاطفی‌اند و احساس انسان را برنمی‌انگیزانند ، بنابراین تماشاگر احساس می‌کند ، بازیگر بد بازی کرده است. این اصطلاح به زعم نگارنده منصفانه نیست . بازیگر نمی‌داند چه چیزی را بازی می‌کند در این مورد باید نویسنده متن پاسخگو باشد. اگر خطایی هم برعهده بازیگر باشد خطای انتخاب اوست، زیرا نمایشنامه‌ای را برای بازی می‌پذیرد که کاستی‌های فراوان دارد. به زعم نگارنده هر سه بازیگر تلاش بسیار می‌کنند اما صد افسوس که این انرژی، بی‌اثر می‌ماند و تماشاگر از دیدن یک نمایش لذت بخش محروم می‌ماند .

کارگردان در ساختاری که برای اجرای این نمایش به کار برده است، تابلوهای نمایشی برای نقش دختر به قصد معرفی بیشتر این کاراکتر یا در راستای اندیشه‌ی اثر در نظر گرفته است . ۱ – تابلوی حرکات موزون دختر ۲ – تابلویی که با یک تشت قرمز و پارچه سفید می‌نشیند و با پارچه سفید بازی می‌کند. این تابلوها نه تنها به اجرای نمایش کمکی نکرد بلکه در کند پیش رفتن و سطحی نشان دادن کار سهم به سزایی داشت.


رویدادهایی که برای نشان دادن اینکه در گذشته چه اتفاقی افتاده مانند صحنه‌های پسر با خواهرش و فیلم پایانی اجرا که برای پدر و مادر پخش می‌شود؛ کشدار با زمان‌بندی بالاست در واقع عمل در آن رویداد پایان گرفته اما همچنان رویداد بدون در نظر گرفتن زمان‌بندی مناسب ادامه دارد. کاراکتر پدر و مادر در متن نمایشنامه و هم در اجرا موقعیتی یا فرصتی برای به چالش کشیده شدن ندارند. در واقع از لحاظ اجرایی پیش برنده و جذاب نیستند. متن انگار همه چیز را محدود کرده است و نمی‌خواهد از دایره‌ای که به دور واقعه کشیده است خارج شود و رشد کند. اجرای این نمایشنامه خود را به اجرای نمایش‌های مونولوگ اکسپرسیونیستی نزدیک می‌کند که از ذهن یک کاراکتر جهان دیده و به تصویر کشیده می‌شود. موقعیت‌هایی که کارگردان به زیبایی دست به ساخت آن زده است ۱-صحنه‌ای که پدر به پسر و مادر دستمال کاغذی می‌دهد تا هر سه اشک خود را که به ظاهر از اسانس پیاز است پاک کنند ۲-صحنه‌ای که دختر درگوشه‌ی راست صحنه با نخ کاموایی قرمز بازی می‌کند و پسر سمت چپ صحنه با چاقو پیاز خورد می‌کند و با تمرکز بالایی دیالوگ می‌گوید ۳ – صحنه‌ای که پدر و مادر دو طرف میز قرمز غذاخوری نشسته‌اند و پسر روی صندلی با فاصله بین آن دو نشسته و سرش را بین دست‌هایش فشار می‌دهد و هیچ کلامی رد و بدل نمی‌شود.


 موسیقی در این نمایش با ساز گیتار به صورت زنده نواخته می‌شود که در واقع انتخاب این موسیقی برگرفته از میل درونی کاراکتر پسر به گیتار است. موسیقی در کل کار، اجرا را همراهی می‌کند؛ اما بهتر یا زیباتر آن بود که از ملودی‌های آشنا استفاده نمی‌شد.

کارگردان و گروه با توجه به اجرای این اثر نمایشی دیدگاه فلسفی را دنبال می‌کند که انسان بر سرنوشت خود حاکم است و جهان قابل تغیر است. نمایش در روایت پای‌بند به دیدگاه روانشناختی فروید و از نظر جامعه شناختی، معتقد به فرد گرایی است وپیام آن، اعتقاد به تغییر است.

مهران محمودزاده دهبارزی (کارشناس ارشد تئاتر)

عکس ها: مجید جمشیدی

پی‌نوشت:

هولتن،مقدمه‌ای بر تئاتر آیینه طبیعت.ترجمه محبوبه مهاجر.چاپ اول.انتشارات سروش،1364


نمایش "مثل آب برای شکلات" از اول آبان ماه به مدت ۱۵ روز در پلاتو آفتاب بندرعباس به روی صحنه می‌رود. این نمایش حاصل کارگاه بازیگری گروه تی‌تووک بندرعباس است که به سرپرستی ابراهیم پشتکوهی برگزار شد. اکثر بازیگرهای نمایش اولین تجربه بازیگری‌شان است. در این میان بازیگرهایی چون محمد سایبانی و سارا توکلی هم ایفای نقش می‌کنند. عوامل نمایش: نویسنده و کارگردان ابراهیم پشتکوهی،بازیگران: محمد سایبانی، سارا توکلی، ماندانا لیاقت، فاطمه جعفری، معصومه آقا بیگی، علی رضا سرحدی، مریم نحوی، یاشار محسنی، الهام اسکندری، امیر علی سی‌سی‌پور
آدرس: بندرعباس،خیابان رسالت شمالی-میدان صادقیه،کتابخانه سید احمد خمینی. پلاتو آفتاب (ساعت ۱۹)

  

 

 

 

 

 

بشر حضور درختان در پیرامونش را دوست دارد و به آن واکنش مثبت نشان می‌دهد، زیرا انسان به صورت غریزی زیبایی را دوست دارد. درختان زندگی انسان را دلپذیرتر و احساس آرامش را در وجود او تقویت می‌کند. بیشتر درختان و درختچه‌ها برای تامین سایه و زیبایی در شهر کاشته می‌شوند اما درختان علاوه بر زیبایی فواید زیادی برای انسان و طبیعت دارند و شاید درخت برای جایی مثل بندرعباس یک ضرورت اجتناب ناپذیر باشد. اما دیروز عصر درختان مقابل سالن فرودگاه بندرعباس را قطع کردند. چند روز پیش هم درختان مقابل صدا و سیما و اداره راه را قطع کرده بودند. من فکر می‌کنم مدیرانی که تصمیم به از بین بردن درختان می‌گیرند حتمن دلایل خیلی محکم و منطقی دارند اما از فواید بی‌اندازه درختان آگاهی چندانی ندارند. از دوستانم می‌خواهم فواید درختان را اینجا ذکر کنند تا هم یادآوری برای خودمان باشد هم آگاهی مدیران در مورد درخت تقویت شود.


پی‌نوشت: عکس‌ها مربوط به درختان فرودگاه بندرعباس است که دیروز قطع شدند.

  

جشنواره تئاتر استان هرمزگان از هجده تا بیست و یک مهرماه در شهرستان بستک برگزار شد که 9 اثر راه یافته با هم رقابت کردند و در این میان نمایش های "آخرین مروارید" و نمایش "من خدا را دوست دارم" به عنوان اثر برگزیده به جشنواره منطقه ای تئاتر راه یافتند. به منظور ارتقاء سطح کیفی نمایش در هرمزگان تحلیل هر نه نمایش اجرا شده را در این صفحه می توانید بخوانید:

یک: نمایش "آخرین مروارید"       نویسنده حمیدرضا آذرنگ                 کارگردان ایوب رحیمی

بازیگران: جعفر قاسمی . محمد سلیمی . آمنه اکبری  . ماهان صابری .حبیب اله ناصری ...

به قصد شرکت کردن در رویداد درآماتیک آمده ایم . پس خیالمان را به آنها وام می دهیم

خلاصه‌ی داستان: ماجرای پسری به اسم دریا است که برای  پیدا کردن مروارید هفتم از هفت مروارید مهریه دختری به اسم مروارید ،به رسم آیین وسنت به دریامی‌زند. مروارید نیز به مخالف با آن آیین وسنت می‌پردازد و در نبود دریا(پسر) به دریا می‌زند. پسر پس از سال‌ها که در بین اهالی تبدیل به اسطوره شده ؛ برمی‌گردد و در ساحل دختری ناشناس را ملاقات می‌کند. دختر ماجراهای گذشته را به دریا بازگو می‌کند دریا که حضورش را در بین اهالی عبث می‌داند مروارید را به دختر(مروارید) می‌دهد. دختر که گمشده‌اش را پیدا کرده از ساحل دور می‌شود. پسر با رفتن دختر متوجه می‌شود که دختر همان مروارید گمشده‌اش است که سال‌ها به دنبال آن بوده و باز او را از دست داده است. پس دوباره به دریا می‌زند.


طراحی صحنه

صحنه در این نمایش از وسط  به دو قسمت افقی تقسیم شده است. قسمت انتهایی صحنه  پنج پرده  از جنس تور آویزان شده است که خود را نسبت به جلوی صحنه متمایز می‌کند. کف صحنه به رنگ سفید طراحی شده است و تنها یک پیت نفتی با یک طناب سمت چپ صحنه گذاشته شده است. در ابتدای نمایش  در موقعیت جدال بین مروارید و دریا؛ سر رفتن یا ماندن با طناب به کشمکش می‌پردازند. در این رویداد و حتی رویدادهای بعدی تماشاگر نمی‌داند این طناب از کجا آمده و به کجا وصل است تا اینکه در رویداد آخر نمایش تماشاگر متوجه می‌شود که طناب همان طناب قایق است. بهتر آن بود که از ابتدا به محض ورود مرد به ساحل با عملی نشان می‌داد که این طناب عضو یا نشانه‌ای از چیز بزرگتری بنام قایق است تا تماشاگر با کنشی بیهوده روبرو نشود.

در عرصه ی بازیگری،بازیگران این گروه به شیوه ی رئالیستی بازی خود را ارائه می‌دهند. از آنجایی که زبان ‌نمایش به زبان محلی (مینابی)برگردان شده ؛ از بازیگران این گروه انتظارمی‌رفت که بازی تاثیر گذاری از خود به اجرا بگذارند. دیالوگ‌ها از زبان دو بازیگر (مروارید و دریا)به صورت کوبنده و تند و نامفهوم ادا می‌شود. این لحن و بیان حتی تماشاگر محلی را هم سردر گم می‌کند. بی‌شک بازیگران با بکار بردن زبان محلی؛ باید از بیان بدنی برای انتقال مفاهیم در راستای ارتباط با مخاطب سود می‌بردند تا بتوانند با تماشاگرانی که کلام برای آنها  مفهوم نیست ارتباط برقرار کنند. در جای دیگر از لحاظ حس و حرکتی بازیگر نقش دریا(مرد) در موقعیت‌های پس ازموقعیت پس گرفتن مرواریده دزدیده شده از دست دختر، دچار بلا تکلیفی در صحنه می‌شود اما دختر(مروارید)در اکثر رویدادهای نمایش به خوبی موقعیت‌ها را درک کرده و دست به عمل یا اجرا می‌زند به غیر از یک موقعیت که آن هم شروع یک موقعیت جدیدی بود که ازدختر می‌پرسند: تو اینجا چیکار می‌کنی؟ در واقع بازیگر در تغییر وضعیت حسی و حرکتی خود در این موقعییت دچار ضعف شد. بازیگران دیگر مانند دو پدر و مادر که در واقع در فلش بک‌ها حضور دارند به نوعی بازی خود را ارائه می‌داد که انگار در گذشته به شکل  مصنوعی زندگی کرده‌اند.

موسیقی در نمایش آخرین مروارید فضاساز است که دو زمان حال و گذشته نواخته می‌شود .ضعف موسیقی در انتخاب موسقی لایت خارجی است(کشورهای غربی)که پخش این نوع موسیقی روی موقعیت‌های نمایش با فضای بومی اثر لای چسبک است .

کارگردان و گروه با درک درستی از نیاز جامعه دست به انتخاب این نمایشنامه زدند - نقد سنت - برخوردشان با متن به درستی صورت گرفته است اما در برخورد با صحنه و تصویر سازی دچار فقدان تصویر شده‌اند. از لحاظ ساختار نمایش در دو زمان حال و گذشته به سر می‌برد و به صورت فلش بک داستان نمایش روایت می‌شد ـ روایت نمایش  به صورت خطی است و شروع و پایان بندی مشخص شده‌ی دارد.

 


اجرای نمایش آخرین مروارید بیشتر در عرصه‌ی ادبی خود را نشان می‌دهد تا یک اثر اجرایی.

کارگردان و گروه با توجه به اجرای این اثر نمایشی دیدگاه فلسفی را دنبال می‌کنند که سرنوشت بر انسان حاکم است و جهان قابل تغییر نیست. نمایش در روایت پای بند به دیدگاه روانشناختی یونگ و از نظر جامعه شناختی، معتقد به فردگرایی است و پیام آن، اعتقاد به تغییر است.

یکی از بیاد ماندنی‌ترین صحنه این اجرا در یکی از فلش بک‌هاست زمانیکه پسر در گوشه چپ صحنه آماده می‌شود برای رفتن به دریا ، برای جستن مرواید هفتم و دختر در گوشه راست صحنه زیر تور آویزان شده از سقف  قرار گرفته و تور را روی سرو تن خود کشیده است؛ فریاد می‌زند: دیگه وقت شه این سنت شکسته بشه...

 

مهران محمودزاده دهبارزی، کارشناس ارشد تئاتر  

عکس: مجید جمشیدی

گفتنی است این تحلیل ها در روزنامه ندای هرمزگان هم چاپ می شود.

 "من خدا را دوست دارم" به کارگردانی عبدالمحمد سالاری از بندرلنگه و "آخرین مروارید" به کارگردانی ایوب رحیمی از میناب نمایش‌های برگزیده‌ی جشنواره بیست و چهارم تئاتر هرمزگان شدند. این جشنواره از ۱۸ تا ۲۲ مهر در شهرستان بستک برگزار شد. 

آرای داوران هم در مراسم اختتامیه اعلام شد که به زودی در اختیار شما قرار خواهیم داد. اما پیش از آن آرای یک گروه ۵ نفره از هنرمندان تئاتر هرمزگان در این صفحه اعلام خواهد شد  که به صورت مستقل کارها را داوری کرده‌اند. این گروه که به زودی تعدادشان بیشتر خواهد شد قصد دارند از این به بعد فستیوال‌های نمایشی  که در استان اتفاق می‌افتد را به صورت مستقل داوری کنند و به منظور پیش‌برد هنر تئاتر در هرمزگان، تک‌تک نمایش‌های اجرا شده در جشنواره را تحلیل کنند.

  

 


نمایش "مقاومت ناپذیری کینه از کار افتاده" اثر جدید گروه تئاتر کارگاه است که در روز اول جشنواره تئاتر استانی هرمزگان (بستک) اجرا می‌شود. این نمایش را علی نرگس‌نژاد نوشته و مجید بشکال آن را کارگردانی می‌کند. داستان نمایش در مورد زنی است که بعد از یک ازدواج ناموفق به خانه پدری‌اش باز می‌گردد و در میان معلوم می‌شود که او با همسر گذشته‌اش همچنان رابطه دارد و از او باردار است.

این نمایش ساعت ۱۰ صبح روز ۱۸ مهر در بستک اجرا می‌شود. در این نمایش فتحیه بقایی راضیه جوادی و مجید بشکال بازی می‌کنند. برنامه اجرای‌ها بستک را اینجا ببینید.

  

نمایش "بی‌بری" به نویسندگی  علیرضا داوری و کارگردانی مشترک علیرضا داوری و سعید زارع از رودان تنها نمایش هرمزگانی است که توانسته خود را در بین 172 متن منتخب داوران سی و یکمین جشنواره تئاتر فجر جای دهد. به گزارش روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی، هیات انتخاب متن‌ها، متشکل از محمود صابری، رحمان سیفی آزاد، حسین راضی، حسین فرخی، عبدالحی شماسی و مهدی مکاری 172 متن از میان 850 متن رسیده به دبیرخانه جشنواره را برگزیدند. سال گذشته هم نمایش شیتال برقص بر مرگ من به کارگردانی مهران محمودزاده دهبارزی از رودان توانسته بود به بخش تجربه‌های نو  فستیوال بین المللی تئاتر فجر راه یابد.

 بخش اجتماعی
شایسته تقدیر:هادی صمدی
شایسته تقدیر:حامد برچیان
نفر سوم:احسان رافتی
نفر دوم: طیبه نصرالهی
نفر اول: حمید صادقی

بخش اقتصادی
شایسته تقدیر: مجید جمشیدی
نفر سوم: حمزه محمد حسینی
نفر دوم: مازیار اسدی
نفر اول: سیدمدیار شجاعی

 بخش ایرانگردی
شایسته تقدیر: فربد پهلوان
شایسته تقدیر:حمیده معدنی
شایسته تقدیر: رضا قاسمی زرنوشه
نفر سوم: حجت عطایی
نفر دوم: محسن سعیدی
نفر اول: محمد کرباسیه

بخش سیاسی
نفر سوم: آریا جعفری
نفر دوم: فرهاد رجبعلی
نفر اول: میلاد بهشتی

بخش آیین و مذهب
شایسته تقدیر: مجید جمشیدی
شایسته تقدیر:  امیرمسعود ابری
نفر سوم: میلاد رفعت.
نفر دوم: مهدی حاجی‌وند
نفر اول: عزیزالله مشفق

 بخش فرهنگ و هنر
شایسته تقدیر: مجید جمشیدی
نفر سوم: سعید کیایی
نفر دوم: محمد برنو
نفر اول: میلاد بهشتی

مجموعه مستند اجتماعی
شایسته تقدیر: معین مطلق
شایسته تقدیر: سیدمدیار شجاعی
نفر سوم: امیر حسامی نژاد
نفر دوم: فرهاد بابایی
نفر اول: حامد بارچیان

بخش ورزش
شایسته تقدیر: عزیزاله  مشفقی
نفر سوم : سجاد سعادت
نفر سوم: سیدمدیار شجاعی
نفر دوم: محمد برنو
نفر اول: حامد بارچیان

بخش فیلم
نفر دوم: حمیده نادری برای فیلم فاصله «لیلی تا لی لی»
نفر اول: مرتضی نیک برای فیلم «گفتگوی منتشر نشده ژاله»

بخش مالتی مدیا

نفر اول: سینا رشیدی


  

بگذارید این وطن دوباره وطن شود
بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود.
بگذارید پیشاهنگ دشت شود
و در آن جا که آزاد است منزلگاهی بجوید.
این وطن هرگز برای من وطن نبود.
بگذارید این وطن رویایی باشد که رویاپروران در رویای خویش داشته اند.
بگذارید سرزمین بزرگ و پرتوان عشق شود
سرزمینی که در آن، نه شاهان بتوانند بی اعتنایی نشان دهند نه ستمگران اسبابچینی کنند
تا هر انسانی را، آن که برتر از اوست از پا درآورد.
این وطن هرگز برای من وطن نبود.
آه، بگذارید سرزمین من سرزمینی شود که در آن، آزادی را با تاج گل ساخته گی وطن پرستی نمی آرایند.
اما فرصت و امکان واقعی برای همه کس هست، زنده گی آزاد است
و برابری در هوایی است که استنشاق می کنیم.
در این «سرزمین آزاده گان» برای من هرگز نه برابری در کار بوده است نه آزادی
بگو، تو کیستی که زیر لب در تاریکی زمزمه می کنی؟
کیستی تو که حجابت تا ستاره گان فراگستر می شود؟
سفیدپوستی بینوایم که فریبم داده به دورم افکنده اند،
سیاهپوستی هستم که داغ برده گی بر تن دارم،
سرخپوستی هستم رانده از سرزمین خویش،
مهاجری هستم چنگ افکنده به امیدی که دل در آن بسته ام
اما چیزی جز همان تمهید لعنتی دیرین به نصیب نبرده ام
که سگ سگ را می درد و توانا ناتوان را لگدمال می کند.
من جوانی هستم سرشار از امید و اقتدار، که گرفتار آمده ام
در زنجیره ی بی پایان دیرینه سال
سود، قدرت، استفاده،
قاپیدن زمین، قاپیدن زر،
قاپیدن شیوه های برآوردن نیاز،
کار انسان ها، مزد آنان،
و تصاحب همه چیزی به فرمان آز و طمع.
من کشاورزم ــ بنده ی خاک ــ
کارگرم، زر خرید ماشین.
سیاهپوستم، خدمتگزار شما همه.
من مردمم: نگران، گرسنه، شوربخت،
که با وجود آن رویا، هنوز امروز محتاج کمی نانم.
هنوز امروز درمانده ام. ــ آه، ای پیشاهنگان!
من آن انسانم که هرگز نتوانسته است گامی به پیش بردارد،
بینواترین کارگری که سال هاست دست به دست می گردد.
با این همه، من همان کسم که در دنیای کهـن
در آن حال که هنوز رعیت شاهان بودیم
بنیادی ترین آرزومان را در رویای خود پروردم،
رویایی با آن مایه قدرت، بدان حد جسورانه و چنان راستین
که جسارت پرتوان آن هنوز سرود می خواند
در هر آجر و هر سنگ و در هر شیار شخمی که این وطن را سرزمینی کرده که هم اکنون هست.
آه، من انسانی هستم که سراسر دریاهای نخستین را
به جست وجوی آنچه می خواستم خانه ام باشد درنوشتم

من همان کسم که کرانه های تاریک ایرلند و دشت های لهستان
و جلگه های سرسبز انگلستان را پس پشت نهادم
از سواحل آفریقای سیاه برکنده شدم
و آمدم تا «سرزمین آزاده گان» را بنیان بگذارم.
آزاده گان؟
یک رویا ــ
رویایی که فرامی خواندم هنوز امّا
آه، بگذارید این وطن بار دیگر وطن شود
ــ سرزمینی که هنوز آن چه می بایست بشود نشده است و باید بشود! ــ
سرزمینی که در آن هر انسانی آزاد باشد.
سرزمینی که از آن من است.
ــ از آن بینوایان، سرخپوستان، سیاهان، من،
که این وطن را وطن کردند،
که خون و عرق جبین شان، درد و ایمان شان،
در ریخته گری های دست هاشان، و در زیر باران خیش هاشان
بار دیگر باید رویای پرتوان ما را بازگرداند.
آری، هر ناسزایی را که به دل دارید نثار من کنید
پولاد آزادی زنگار ندارد.
آه، آری
آشکارا می گویم،
این وطن برای من هرگز وطن نبود،
با وصف این سوگند یاد می کنم که وطن من، خواهد بود!
رویای آن
همچون بذری جاودانه
در اعماق جان من نهفته است.
ما مردم می باید
سرزمین مان، معادن مان، گیاهان مان، رودخانه هامان،
کوهستان ها و دشت های بی پایان مان را آزاد کنیم:
همه جا را، سراسر گستره ی این ایالات سرسبز بزرگ را ــ
و بار دیگر وطن را بسازیم.


شعر از لنگستون هیوز و ترجمه احمد شاملو

پی نوشت: این شعر برای دومین بار در وبلاگ منتشر شده

روابط عمومی سینمای جوان بندرعباس جدول زمان بندی شده پخش فیلم های بیست و نهمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران در بندر عباس را بدین شرح اعلام کرد: 

قی قو/ ایرج محمدی رزینی/ داستانی/ ۱۴ دقیقه/ رباط کریم

مترسک / محمدرضا عابدی / پویانمایی /۷ دقیقه / تهران

رنگ و نارنگ/ داریوش نیکبخت/ مستند/ ۲۲ دقیقه/ شهرکرد

آمین / ناصر ناصرپور/ داستانی / ۲ دقیقه/ خرم آباد

کشاورز و خروس / پروین تجویدی / پویانمایی / ۱۰ دقیقه / تهران

نیمکت/ محبوبه نظری/ داستانی/ ۲۱ دقیقه/ تهران

پیاده رو/ عباس عمرانی بیدی/ تجربی/ ۱۰ دقیقه / سبزوار

عروس جمعه/ محمد سلیمی راد/ داستانی/ ۱۳ دقیقه/ یاسوج

ساعت ۱۰:۵۰ الی ۱۲:۳۰

باشه برای بعد / امیرحسین عسکری / داستانی / ۱۵ دقیقه / تهران

قرمز، مارمولک و آقا و خانم اسمیت/ حسن خمسه/ تجربی/ ۲۵ دقیقه / بوشهر

جرعه های تاریخ/ سید میکاییل موسوی/ مستند/ ۲۰ دقیقه / خرم آباد

خط قرمز / مونا عبداله شاهی / پویانمایی / ۸ دقیقه / تهران

ساعت شش / رقیه توکلی / داستانی / ۸ دقیقه / یزد

روباه دم بریده / سیمین تجوید / پویانمایی / ۱۰ دقیقه / تهران

ژیوار / میلاد اسکندری / داستانی / ۱۲ دقیقه / اراک

ساعت ۱۶ الی ۱۷:۴۰

حس پاک کودکی / جعفر وفادار/ داستانی / ۳۰ دقیقه / اصفهان

گلدان/ وحید بمانی/ داستانی/ ۱ دقیقه/ شیراز

زادگاه خورشید/ محسن عباسی سرچشمه/ مستند/ ۲۷/ یزد

ماهیگیر / نیما غضنفری / پویانمایی / ۹ دقیقه / تهران

ترب ها در زمستان می رویند / سعید ریاحی فر / داستانی /۱۲ دقیقه / تهران

عروسی عروسی / مهین جواهریان / پویانمایی / ۱۰ دقیقه / تهران

جوخه/ آزاد محمدی / داستانی / ۸ دقیقه /تهران

همگام / ندا وطن خواه / داستانی / ۲ دقیقه / خمینی شهر

ساعت : ۱۷:۵۰ الی ۱۹:۳۰

بوی بودنت نباشد / سیف الله یزدانی/ داستانی / ۲۰ دقیقه / قم

سیاره غمگین/ هاله چهله زاده/ پویانمایی/ ۳ دقیقه / بوشهر

نفت آتش خاک/ عارش کوردسالی/ مستند/ دقیقه۴۰/ اهواز

هشت ضلعی/ عباس داودی/ تجربی/ ۳ دقیقه / دزفول

نامه ای برای او / سلمان عباسی/ داستانی / ۹ دقیقه / تهران

این هم پول ماهی / مرتضی احمدوند / پویانمایی / ۱۰ دقیقه / تهران

خواب زده / فرشید اخلاقی پور / داستانی/ ۱۵ دقیقه / تهران

 ۱۹:۴۰ الی ۲۱:۲۰

بخش مرور انیمیشن دنیا

روز ریو/ اسویلن دیمیتروف/ انیمیشن/ ۰۶′ ۴۰″/ بلغارستان

چوب بر/ پاول دبسکی/ انیمیشن/ ۱۴′ ۴۷″/ لهستان

شاید ملاقات کنیم، شاید نکنیم/ اسکیرمانتا جاکایت/ انیمیشن/ ۰۷′ ۴۰″/ لتونی

آواز مرغ، سس شکارچی/ پاسکال هکوئت/ انیمیشن/ ۰۶′/ بلژیک

دیگ بخار/ اوان ویرا/ انیمیشن/ ۱۱′ ۲۳″ / امریکا

اشتباه بزرگ/ آندرس برتلسن/ انیمیشن/ ۲۱′  / دانمارک

ایستادن برای آزادی/ کارلوس لاسکانو/ انیمیشن/ ۰۲′ ۰۵″/ جمهوری چک

سرگیجه/ کریستف گوتری/ انیمیشن/ ۰۸′ ۳۰″/ بلژیک

دیوارهای خالی/ دیوید ترومبا/ انیمیشن/ ۰۸′ ۰۱″/ ایتالیا

نگاه کن/ جاستین کلیبر/ انیمیشن/ ۰۴′ ۵۲″/ سوئیس

بازی/ مارسین جانیچ/ انیمیشن/ ۰۵′/ لهستان

آخرین عکس/ لیسا پاسکال/ انیمیشن/ ۰۷′ ۳۰″/ استرالیا

روز سه شنبه ۱۱/۷/۱۳۹۱

ساعت : ۹ الی ۱۰:۴۰

روز، داخلی، خانه/ حمید شاه مرادی / داستانی / ۱۰ دقیقه / قم

باغ هزار دخترون / لیلا خلیل زاده / پویانمایی /  ۱۴ دقیقه / تهران

با/ روح اله اکبری/ مستند/ ۲۰ دقیقه / ایلام

وال استریت/ فرنوش عابدی/ پویانمایی/ ۶ دقیقه / تهران

گره / اعظم نجفیان / داستانی / ۱۹ دقیقه / تهران

نوار ویدئو/ حسن شاعری/ تجربی/ ۱۵ دقیقه/ تهران

روزی که مدرسه می رفتیم / اسماعیل میرزایی/ داستانی / ۱۴ دقیقه / قم

ساعت:۱۰:۵۰ الی ۱۲:۳۰

دخیل/ محمدعلی هاشم پور/ داستانی/ ۲۰ دقیقه/ ساری

دایره شاد رنجها/ هیوا امین نژاد/ مستند/ ۱۷ دقیقه / بانه

به رنگ چادر مادرم/ زهرا کاظمی طامه/ داستانی/ ۸ دقیقه/ تهران

کبوتر سفید کنار آینه / مریم خلیل زاده / پویانمایی / ۱۰ دقیقه / تهران

شیخ علی/ سید مهدی موسوی برزکی/ مستند/ ۱۳ دقیقه / کاشان

من، همسرم و گاومون / آزاد معزی / پویانمایی /  ۷ دقیقه / تهران

سایه ای از هیچ / شهرام بزرگی / داستانی / ۲۳ دقیقه / همدان

ساعت :۱۶ الی۱۷:۴۰

کنترل / محمد هادی امینی / داستانی / ۲۰ دقیقه / تبریز

کوچه مقدس/ سیدجمال عود سیمین/ مستند/ ۱۹ دقیقه / تهران

پژواک زندگی/ هوشنگ صالحی پور / داستانی/ ۲ دقیقه / تهران

پسران تشوان / ابوالفضل رازانی / پویانمایی / ۱۰ دقیقه / تهران

بهانه / میثم صدقی / داستانی / ۲ دقیقه / تهران

کسی به فکر جنگل ها نیست/ یاسر طالبی/ مستند/ ۲۰ دقیقه/ ساری

بچه همه / لیدا فضلی / پویانمایی / ۸ دقیقه / تهران

یکی باید اونو ساکت می کرد/ محمد ابراهیم شهبازی/ تجربی/ ۳ دقیقه/ تهران

عده ای کنار هم/ احسان شادمانی/ داستانی/ ۱۶ دقیقه/ شیراز

ساعت : ۱۷:۵۰ الی ۱۹:۳

پایان دایره / احمد رضا کرمی / داستانی / ۲۰ دقیقه / بجنورد

بانمک/ آرش بهنود راد/ پویانمایی/ ۸ دقیقه / تهران

شیروان دره/ بهزاد مولود/ مستند/ ۲۹ دقیقه / اردبیل

دیوار / مجید صبری و منصوره خطیون / پویانمایی / ۲ دقیقه / تهران

دلایل کافی / بهاره للهی / داستانی / ۱۵ دقیقه / تهران

عبدو و دریای سبز / مهدی خرمیان / پویانمایی / ۱۰ دقیقه / تهران

پرواز قاصدک / ایرج محمدی رزینی / داستانی / ۱۴ دقیقه / پرند

ساعت : ۱۹:۴۰ الی ۲۱:۲۰

بخشهای جنبی بین الملل

مرور فیلم های بخش کودک

نان/ کورای سویندی/ داستانی/۰۸′ ۲۸″/ ترکیه

لیلی/ جان باتلر/ داستانی/۲۹′ ۵۶″/ آلمان

Vis Sans fin/ فلئور چاباد/ داستانی/ ۱۱′ ۰۳″/ فرانسه

سر وصدای بنقازی/ پاکو تورس/ داستانی/ ۱۱′/ ایرلند

سورتمه/ ریچارد پیر/ داستانی/ ۰۳′ ۲۸″/ کانادا

Hsu Ji derriere l’ecran/ توماس ریو/ داستانی/ ۲۴′/ فرانسه

روز چهار شنبه  ۱۲/۷/۱۳۹۱

ساعت:  ۹ الی ۱۰:۴

فرار / مهدی باقری آزاد/ داستانی / ۷ دقیقه/ تهران

مونولوگ/ کاوه قهرمان/ تجربی/ ۶ دقیقه / تهران

سنگواره / پیمان نهان قدرتی / داستانی / ۱۹ دقیقه/ تهران

سرزمین من کجاست/ مجید عیدان/ مستند/  ۳۰ دقیقه / آبادان

فیلتر / فریبرز آهنین / داستانی / ۵ دقیقه / آستارا

شب گوسفند/ امیر مهران/ پویانمایی/ ۱۳ دقیقه  / تهران

گاهی سکوت کنیم / هانیه خاکپور / داستانی / ۱۸ دقیقه / تهران

نزدیکتر/ مجتبی اسپنانی/ داستانی/ ۷ دقیقه/ اصفهان

ساعت :۱۰:۵۰ الی ۱۲:۳

بارانی که از آسمان می آید/ سعید شاه حسینی/ داستانی / ۱۲ دقیقه / اراک

می خورد بر بام خانه / تیمور قادری / داستانی / ۴دقیقه/ سنندج

بیداری یک رویا/ حسین همایون فر/ مستند/ ۴۰ دقیقه / تهران

پرتره / بهنام عابدی / داستانی / ۱۳ دقیقه / تهران

من همین جا راحتم / مقداد اخوان / پویانمایی / ۱ دقیقه / تهران

ناگهان زینت /  نوید نیکخواه آزاد / داستانی / ۲۰ دقیقه / تهران

تونل / مریم کشکولی زاده / پویانمایی/ ۷ دقیقه / تهران

عروسک / مهدی قربانی / داستانی / ۷ دقیقه / تهران

ساعت : ۱۶ الی ۱۷:۴۰

مثل هرروز / عماد خدابخش / داستانی / ۱۸ دقیقه/ تهران

راز آن درخت/ معین صمدی/ پویانمایی/  ۶ دقیقه / تهران

سه پسر، دو دختر/ مسعود آستانداری/ مستند/  ۲۷ دقیقه / یزد

روزنه/ امیر مهران/ پویانمایی/ ۷ دقیقه / تهران

۱۳۷/ جمشید قدرتی کشه/ تجربی/ ۴ دقیقه / تهران

صبح زود فردا / اعظم نجفیان / داستانی / ۱۸ دقیقه / تهران

پست نگهبانی/ برزو فرشاد/ پویانمایی/ ۶ دقیقه / زاهدان

شرق بهشت / مهدی جوزایی و الهام آقالری / داستانی / ۱۵ دقیقه / تهران

ساعت ۱۷:۵۰ الی ۱۹:۳۰

کامیابی مسک/محمد صادق دهقانی / مستند/ ۲۶ دقیقه /بیرجند 

لالایها/ سارا نامجو/ پویانمایی/ ۵ دقیقه / تهران

چراغ خورشیدی/ آیدا پناهنده / داستانی /۲۵ دقیقه / تهران

توکل/ داود محمدی/ مستند/ ۳۳ دقیقه / ساری

گاز / عابدین محمدی / پویانمایی / ۷ دقیقه / کرمانشاه

آن سوی بنبست/ پوریا حیدری اوره/ داستانی/ ۱۵ دقیقه/ تهران

ساعت:۱۹:۴۰ الی ۲۱:۲۰

مروری بر سینمای کوتاه برزیل

روز پنجشنبه۱۳/۷/۱۳۹۱

ساعت:۹ الی ۱۰:۴۰

جنون شیطان / فاطمه عصار / داستانی/ ۱۷ دقیقه / نیشابور

پایان یک لبخند/ رضا محمدی/ پویانمایی/ ۷ دقیقه / بانه

امیلیا/ روح اله اکبری/ مستند/ ۲۴ دقیقه / ایلام

سی فور/ بهروز باقری/ تجربی/ ۱۰ دقیقه / تهران

عبور / سید مرتضی احمدی / داستانی / ۲ دقیقه / خمینی شهر

خشت های آسمانی/ محمدحسین زینلی تربتی/ مستند/ ۴ دقیقه / مشهد

دور / بهمن طهماسبی پور / پویانمایی / ۲ دقیقه / اردبیل

…. و دیگر هیچ نبود / محمد باقر مفیدی کیا / داستانی / ۳۰ دقیقه / تهران

خانواده چند صدنفری/ فرشید اخلاقی پور/ تجربی/ ۶ دقیقه / تهران

ساعت: ۱۰:۵۰ الی ۱۲:۳۰

مردمک/ محبوبه معافی/ مستند/ ۲۲ دقیقه / کرمان

هدیه آسمانی/ صادق شکیبایی نسب/ داستانی/ ۲۹ دقیقه / یاسوج

یک تا نود و نه / امید مقصودی خوزانی / داستانی/ ۴ دقیقه / خمینی شهر

برای او/ سید مرتضی سبزقبا/ داستانی/ ۱۶ دقیقه/ دزفول

مدار بسته/ کیومرث صمدی طاری/ تجربی/ ۱۵ دقیقه/ تهران

نیم دری / حسین عباس زاده / داستانی / ۱۰ دقیقه / بیرجند

احترام به کودک / کیانوش عابدی / پویانمایی / ۳ دقیقه / تهران

چسب زخم/ مهدی حیدری/ داستانی/ ۱ دقیقه/ شاهرود

به کجا چنین شتابان / امین کریمی / داستانی / ۲ دقیقه / خرم آباد

ساعت:۱۶ الی ۱۷:۴۰

نبرد خلیج فارس / فرهاد عظیما / پویانمایی / ۳۲ دقیقه / مشهد

کورسو / امید عبداللهی / داستانی / ۱۸ دقیقه / تهران

ظغال!/ نوا رضوانی/ مستند/ ۲۶ دقیقه / تهران

جای خالی سکوت / فرشید قلی پور / داستانی / ۶ دقیقه / قزوین

ترازو / رامین رهبر / پویانمایی / ۲ دقیقه / همدان

قرمز / حسین کشاورزی / داستانی / ۱ دقیقه / بوشهر

این بار از پا به خواب می روم/ بابک حاجی آقا بیگی/ تجربی/ ۹ دقیقه / تهران

خوابم می آد … / مهران قربانی / داستانی / ۶ دقیقه / مشهد

ساعت :۱۷:۵۰ الی ۱۹:۳۰

حیران / مجید استکی / داستانی / ۱۴ دقیقه / اصفهان

خواب زده/ حسن خراسانی/ پویانمایی/ ۵ دقیقه / اصفهان

روزی روزگاری در رفح/ محسن اردستانی رستمی/ داستانی/ ۱ دقیقه/ تهران

بوی بنفشه/ امید عبدالهی/ مستند/ ۲۲ دقیقه / تهران

تولد آفتاب/ حامد کاتبی/ پویانمایی/ ۳۰ دقیقه / مشهد

صبا /  رقیه توکلی / داستانی / ۱۵ دقیقه /  یزد

میگرن / احمد نیکفر جام/ داستانی/ ۱۷ دقیقه/ بیرجند

پی نوشت: تماشای فیلم ها برای عموم آزاد است

منبع: گوج گنو